ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٠٤ - توضيح و رفع اعتراض
رجال نامور اين تاريخند. هر چه آزادى و علم و تعقل پيش مىرفت حكومت مركزى كه بر اساس سياست و سيادت جهانى عرب پايهگذارى شده بود سست مىشد و بر خود مىلرزيد و توجه مردم به امامان پاك و معصوم دامنه پيدا مىكرد و ائمه بعنوان رهبرى نظريه اسلام براى همه بشر و به سود همه است شناخته مىشدند، و حكومت مركزى هم بيكار نبود، مىگرفت و مى كشت و زندان مىكرد ولى نمىتوانست جلوى سيل افكار عمومى را سد كند، با نوسانات متعدد و خونريزىهاى بسيارى كار تعقل و تنور محيط اسلامى به آنجا كشيد كه در زمان مأمون نظريه تسليم حكومت به امام رضا (ع) و تسكين شعلههاى انقلاب بدين وسيله قوت گرفت و در آستانه تحقق آمد.
از دوران متوكل كه بعنوان يك ديكتاتور سفيه بر حكومت اسلامى مسلط شد و مدرسه ابو الحسن اشعرى عقل بشرى را به كلى از اداره امور بشرى و مذهبى معزول كرد نظريه اسلام براى عرب زنده شد و با يك قساوت بىسابقه آزادى و علم و دانش ممنوع و متروك گرديد و همان سطح قرآن و مقررات فقه مشوش و گيج و پر اختلاف ملاك همه چيز شد، عقلها را بستند و تازيانه و شمشير را رها كردند.
با توجه به اين مقدمات مىتوان اين حقيقت را درك كرد كه در ميان اين دو نظريه، نظريه مذهب اماميه اين است كه مقررات اسلام را بايد با عقل سالم و عميق سنجيد و تعليمات عاليه آن را تحليل كرد و احكام و مقررات آن را با روح هر زمانى تطبيق كرد، از نظر اصول و مقررات اوليه بايد تا حد كامل پاى بند كتاب و سنت بود ولى از نظر تحليل و تجزيه و تطبيق و اجراء به عقل اعتماد كرد.
ما براى روشن شدن موضوع چند نمونه در اينجا يادآور مىشويم:
١- در اصل خداپرستى از دير زمان اين شبهه وجود داشته كه خداى