ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٦٢ - ٣ - قابليت حركت
مردود دانسته است و بايد اينها را به همين موضوع مربوط دانست و امام صريحا مىفرمايد: از نظر تحقق وجودى و واقع هستى خدا از خلق خود تهى است و خلقش از او تهى است يعنى نه خدا تجسم بشرى دارد، و نه خلق به هر مقام برسد اتحاد با خداى خود پيدا مىكند، اين همان حقيقت ساده و پاكى است كه قرآن مجيد در باره عيسى و مادرش به تعبير ديگر ادا كرده است.
(آيه ٧٥ سوره مائده): «مسيح پسر مريم جز يك رسول نبود كه بسيار رسولان پيش از او گذشته و مادرش هم همانا يك زن خوش باور و خوش عقيده بود، هر دو طعام مىخوردند و در بازارها راه مىرفتند» با نظر به اينكه مفسران جمله «كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ» را كنايه از دفع فضولات آن دانستهاند معلوم مىشد كه قرآن با چه بيان بليغى اين نسبت اتحاد خدا با عيسى يا تجسم در عيسى را انتقاد مىكند، و از اينجا هم آهنگى تعليمات صحيح اخبار راست و قرآن مجيد روشن مىشود و سر احاديث داله بر اينكه اگر خبرى با قرآن مخالف در آيد آن را دور بياندازيد كه ما نگفتهايم روشن مىشود. در اينجا توضيح چند مطلب لازم است:
١- در ضمن خبر دو سؤال از طرف زنديق به يك تعبير وارد شده است كه:
او چيست؟ و امام دو جواب مختلف در برابر اين سؤال واحد دارد، در اينجا دو وجه است:
اول آنكه مقصود سائل تكرار سؤال باشد از نظر اينكه در جواب اول قانع نشده و حقيقت را درك نكرده و ناچار به تكرار شده، بنا بر اين هر دو جواب نظر به يك سؤال دارد و به تعبيرات مختلفه جواب سؤال را ادا كرده است.
دوم اينكه هر سؤالى مقصود خاصى دارد و گرچه به يك لفظ تعبير