ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٠٧ - توضيح و رفع اعتراض
حكومت مقتدر عبد الملك در بن بست افتاد و او را راهنمائى كردند كه حل مسأله را از امام زين العابدين على بن الحسين (ع) بخواهد، چون موضوع را نزد آن حضرت طرح كردند، فرمود: خانه را خراب كنيد و جزء مسجد نمائيد و مستحق بهائى هم نيست، و اگر اعتراض كرد و بهائى طلبيد از او بپرسيد كه تو در احداث خانه وارد بر مسجد الحرام شدى يا آنكه بنياد كعبه و مسجد الحرام بر تو وارد شدند، در صورتى كه معلوم است اول ساختمانى كه در اين زمين شده كعبه و مسجد الحرام است نتيجهاش اين است كه كعبه تا شعاع احتياجات خود به اين سرزمين حق اولويت دارد، البته تا روزى كه اين حاجت تحقق پيدا نكرده استفاده ديگران رواست ولى چون بواسطه كثرت زائرين كعبه امروز اين زمين مورد حاجت خانه كعبه شده رجوع به حق اولويت اول مىشود و اين اولويت مالكى كه بر آن طارى شده لغو و بىاثر مىشود.
خانه را خراب كردند و جزء مسجد نمودند و پس از اينكه صاحبش به اين موضوع واقف شد حضور امام (ع) رسيد و از او درخواست كه توسط كند و پولى به او بدهند تا خانهاى تهيه كند.
اين هم يك نوع تحليل و تجزيه قواعد و مقررات اسلامى است كه عقل تابنده و عميقى لازم دارد و از اينجا معلوم مىشود كه تعقل تا چه حد در فهم حقايق اسلامى اهميت دارد.
اين سخنى كه موضوع حديث است شامل وحى و قرآن نيست بلكه مقصود بيانات خود پيغمبر اسلام است نسبت به امور كلى و تنظيم اجتماع و بيان حقائق چون قرآن كلام پيغمبر نيست و كلام خدا است و آن حضرت ناقل آن است، و يك جهت اعجاز قرآن همين است كه با همه مراتب عقول سازگار است و هر كس در خور فهم خود مىتواند از آن استفاده كند، و اين حديث شامل تعليمات خاصه پيغمبر (ص) نسبت به خاندان خود با