ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٨٩ - باب اختلاف حديث
عرب بيابانى و رهگذرى بيايد و چيزى از رسول خدا (ص) بپرسد و آنها بشنوند.
ولى من هر روز براى ورود بر رسول خدا نوبتى داشتم و هر شب نوبتى كه در اين دو نوبت با آن حضرت خلوت مىكردم و از هر موضوعى صحبت مىكردم كه آن حضرت ميل داشت، همه اصحاب رسول خدا (ص) مىدانند كه با احدى از مردم جز من چنين كارى نمىكرد، بسا هم در خانه خودم بودم كه رسول خدا (ص) نزد من مىآمد (آرى) بيشتر اين خلوتها در خانه خودم بود، من هر وقت به يكى از منازل آن حضرت مىرفتم، خانه را براى من خلوت مىكرد و زوجههاى خود را هم بيرون مىكرد تا ديگرى با من نباشد و چون براى مجلسى محرمانه در خانه من مى آمد، فاطمه و پسران مرا بيرون نمىكرد.
هر گاه از او مىپرسيدم، به من جواب مىگفت و چون خاموش مىماندم و پرسشهايم تمام مىشد با من آغاز سخن مى كرد. و بر رسول خدا (ص) هيچ آيه قرآنى نازل نمىشد جز اينكه برايم مىخواند و ديكته مىكرد و به خط خود مىنوشتم و تأويل و تفسير و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاص و عام آن را به من مىآموخت، و از خدا خواست كه به من فهم و نيروى حفظ عطا كند، من آيهاى از قرآن را كه به من آموخت و علمى را كه به من املاء كرد و نوشتم فراموش نكردم، از آنگاه كه براى من اين درخواست را از خدا كرد، هيچ علمى كه در باره حلال و حرام و امر و نهى كه بود يا مىباشد و هيچ كتاب نازل بر يكى از پيغمبران پيش از خود را در باره طاعت و معصيت نماند كه به من نياموزد، همه را به من آموخت و من حفظ كردم و يك حرفش را از ياد نبردم،