ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٤
اكنون بايد ديد كه معرفتى كه موضوع اين حديث است مطلق علم و معرفت است و مقصود اين است كه مطلق حصول معرفت و هر خاطرهاى كه در نهاد انسانى است در برابر مطلق جهل و نادانى از خدا است و هر گونه تلاش انسانى در اين زمينه براى مقدمه چينى و آمادگى است؟ مقصود اين نظريه اين است كه علم و معرفت يك خاصيت طبيعى براى موجودات نيست مانند حرارت نسبت به آتش و مؤيد اين نظريه اين است كه علم و دانش ثابتى است در باطن انسان، نقشى در عقل يا نفس مجرد، اثرى در درون مغز و اعصاب، و امور مادى كه مقدمه معرفت هستند نمىتوانند تأثير طبيعى در پيدايش اين آثار داشته باشند، بنا بر اين هر گونه معرفتى كه در وجود انسانى پديد شود ايجاد خدا است و بشر در ساختمان علم و معرفت هيچ دست صنعتى ندارد.
در صورتى كه موضوع اين اخبار به مناسبت صدور از مصادر دينى در خصوص معرفة اللَّه يا معرفت احكام دينيه باشد منظور تخطئه طرق ديگرى است كه مخالفان بدان اعتماد داشتند مثلا از نظر خداشناسى به استدلالات فلسفى يا روش رياضات صوفيانه و از نظر احكام دينى توجه به قياس و استحسان و امثال آن.
در اين حديث سه موضوع متقابل آورده شده است:
١- معرفت و نادانى كه از عوارض روحى و امور نفسانيهاند.
٢- رضا و غضب كه از عوارض عصبى و از عواطف انسانى هستند.
٣- خواب و بيدارى كه از عوارض جسمى و حالات بدنند.
امور نفسانى و عواطف درونى و ريشه جسمى خواب و بيدارى از اسرار و رموز وجود انسانند كه تا هنوز كاوشهاى علمى بشر به حقيقت آنها پى نبرده است و در لابراتورهاى فنى منعكس نشدهاند، بشرى كه تا عمق اتم فرو رفته است و از طرفى تا فضاى ما وراء جو را پيموده هنوز در اين اسرار درونى خود گيج است و آن را به خوبى ندانسته، از اينجا است كه مىتوان گفت:
منظور از اين حديث و آنچه به مضمون آن است توجه دادن انسان است به اين رمز خداشناسى كه: در وجود خود انسان امور نهفتهاى و اسرار و رموزى است