ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٣
اين عنوان در پارهاى نسخ وجود ندارد و روايت مندرجه زير آن جزء باب پيش درج شده است. در بعضى نسخ هم به همان كلمه (باب) اكتفا شده و جمله بعد را ندارد و اين انسب است، زيرا اين مضمون بر خبر وارده منطبق نيست و مفهوم روشنى هم ندارد، و چون مضمون اين خبر با عنوان باب پيش هم انطباق كامل ندارد مناسب است به كلمه (باب) ممتاز گردد. معرفت كه در پارسى شناختن است، با علم كه دانش است يك مفهوم نيستند، معرفت نسبت به جزئيات و با سابقه بىمعرفتى است ولى دانش اعم است، از اين رو خدا را عالم گويند ولى عارف در اسماء الهيه وارد نشده است و معرفت هم در كليات اطلاق شده و از نظر انسان چون سابقه ندانستن دارد، علم و معرفت تفاوتى ندارند و به همين نظر در اين روايت معرفت را برابر جهل آورده كه مساوى با ندانستن است.
پديده علم در انسان، راه دانش يافتن، سرچشمهاى كه علم انسانى از آن مىتراود، چه چيز را بايد دانست، موضوعاتى است كه تاريخ علمى بشر در اطراف آن دور مىزند.
علم: هر چه در خاطر گنجد. علم: هر چه انسان را به يقين رساند. علم:
آنچه از يك فرمول آزمايش شده محرز گردد. اينها نظرياتى است كه در هر تاريخى دانشمندان يكى از آنها را مورد توجه ساختهاند.
از نظر موضوعات علمى هم نظريات بسيار مختلف است و در هر تاريخى بشر توجه به دانستن يك مطالبى كه مناسب وضع زندگى و پرورش اجتماعى و منطقه زيست او بوده است داشته.
و در تاريخ اديان الهيه بطور كلى دانستن ما وراء ماده. الهيات: دانستن اصول اخلاق، دانستن احكام و مقررات عبادات و امور اجتماعى مورد توجه بوده است.
راه دانش: فكر و كاوش بشرى، وحى الهى، الهام از موجودات نامرئى چون عقول و ملائكه و جن و .. و .. در علم به معارف دينى و احكام از نظر اسلام:
نصوص صادره از خدا و پيغمبر، استنباطات عقليه چون قياس و استحسان و .. و ..