ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٦
توجه به امور معنويه و حقائق هستى امكان پذير نيست و بايد گفت محيط بشريت از نظر كلى يا در منطقه خاصى دچار طوفان ترديد و تزلزل روحى و اعتقادى مىگردد، در اين صورت وضع مردم بدان كس ماند كه در ميان گردباد شديد و طوفان شن گرفتار است و نمىتواند حركت كند و چشم باز كند و بايد سر خود را زير جامه بپوشد و صبر كند تا هوا آرام شود، در عصر مقارن امامانى كه از تبليغ غدقن كردهاند وضع چنين بوده است نقطه سفيد و سياهى هم كه به قلب مىريزد و اثرش تأثير تبليغ حق يا سلب تبليغ است همين است، زيرا واردات قلب و حالات دل بشر هم از محيط سرچشمه مى گيرد.
٢- تقيّه: بسا اوقاتى كه مخالفان بسيار نيرومند و بسيار كنجكاو بودهاند و جاسوسان آنها در همه جا و با همه كس آميخته بودند و تبليغ موجب حمله ظالم و از بن بركندن دستگاه مىشده و حكمت اقتضاء سكوت داشته.
٣- ممكن است نهى از تبليغ از نظر روش تبليغ باشد: البته اگر بحث و تبليغ مذهب به صورت جدال و مراء در آيد، اثرى ندارد، در ادامه صحبتهاى متفرقه و خصوص پيش مردم عامى بسا مايه توهين و استخفاف گردد چنانچه در روايت سوم گويد: با مردم براى دين خود ستيزه نكنيد كه ستيزه، دل را بيمار مىكند، يعنى موجب دلتنگى و سستى عقيده مىگردد.
٤- منعى كه در اين اخبار رسيده راجع به شخص معين و در موقع خصوصى بوده است به ملاحظه مصالح شخص و وقت، و منعى كلى و عمومى نيست.