ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٣٥
و بودجه مساوى وارد يك دانشكده مىشوند، يكى از همه وسائل موجوده حسن استفاده مىكند، خوب درس مىخواند و خوب مىفهمد و خوب تشخيص مىدهد، و خوش كردارى مىكند و وجودى مؤثر و مفيد براى خودش و ملتش و همنوعش مىشود و يكى بر عكس از همه شرائط و امكانات سوء استفاده مىكند و وجود عاطل و باطل زيان آورى مىشود تا جايى كه زيان به خود و ديگران مىزند و بسا خود را انتحار مىكند، در صورتى كه چرخ تدبير امور كلى و جزئى وادارى نسبت به آنها يك نواخت چرخيده است، در مقام قضاوت احدى سرانجام نيك اولى و بدفرجامى دومى را به تفاوت امكانات و نه به موجبات كلى كشور مربوط نمىداند و تنها مىگويند اين شخص خوش شانس و سعادتمند بوده و آن يكى بدبخت بوده و سعادتمندى اين و بدبختى آن را از حسن اختيار و سوء اختيار خودشان مى دانند.
٤- انتقاد از ظاهر سازى و عوام فريبى: در اينجا مىماند موضوع تظاهر به نيكو كردارى و بدكردارى، البته كردار نيك نشانه سعادت و كردار بد نشانه شقاوت و بدبختى است ولى به زودى نمىتوان روى آنها قضاوت كرد و در هر لحظه تحول و انحراف ميسور و ميسر است، اين است كه انتظار سرانجام در حكم به سعادت و شقاوت ضرورت دارد، زيرا تظاهر عملى بسا به قصد فريب يا به رسم عادت انجام مىشود و در اين صورت ادامهاى ندارد، چنانچه آلودگى به بدكردارى بسا بر اثر تصادف و معاشرت و قابل زوال است و به همين مناسبت امام در حديث ٣ مىفرمايد: بسا سعادتمندى كه به راه اشقياء دچار مىشود ولى در نتيجه بر مىگردد و جبران مىكند و بسا شقاوتمندى كه برعكس است و اين يك پند اخلاقى بزرگى است كه انسان در هر مقامى از خوش كردارى نبايد خودبين گردد و از بيم انحراف و بدعاقبتى مصون باشد و هر بدكردارى هم نبايد نوميد باشد و راه تحول به