ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٥٠ - ٣ - قابليت حركت
است كه ماده جنين- فرض كن- از يك ميليون اتم تشكيل شده، يك اتم رنگ و خواص اعصاب و .. و .. ندارد هر چه بر آن افزوده شود اعتبار مقدارى آن كه موضوع هندسه است از نظر شمارش و شكل تغيير مىكند ولى از نظر وصف و كيفيت كثرت اجزاء اثرى ندارد و اين خود دليل است بر اينكه دست قدرتى در آفرينش كار مىكند و ممكن است منظور امام از اينكه اين قلعه در بسته به روى امثال طاوسها باز مىشود اشاره به پيدايش حيات باشد كه سرّ لا ينحل علوم مادى است و دارون پس از عمرى فكر و مطالعه و تجربه از نظر بررسى و قوه حيات و زندگى در موجودات مادى ناگزير شد كه اعتراف به وجود خالقى فوق الطبيعه كند كه روح حيات را در ماده مىدمد. اخبار گذشته در مقام اثبات وجود صانع بودند و اين خبر در مقام اثبات توحيد ذاتى و ابطال عقيده دو خدائى ثنويه است، اين عقيده منسوب به پارسيان قديم و پيروان مانى و دمزنان از يزدان و اهريمن است.
موضوع دو مبدأ را به دو وجه مىتوان تقرير كرد:
١- يك مبدأ وجودى كه علت موجودات باشد و يك مبدأ عدمى كه اعدام متمايزه به اعتبار اينكه در ظل موجودات واقع هستند بدان منسوب گردند، نه مانند نسبت وجود معلول به وجود علت كه تراوش و تأثيرى در ميان باشد بلكه مانند نسبت جزء به كل، در اين صورت اگر شر را عدم متمايز و ظل وجود بدانيم و نسبت خلق و جعل به آن تبعى و مجازى باشد چنانچه حكماء و فلاسفه اسلامى گويند تعبير دو مبدأ براى خير و شر با توحيد منافات ندارد، زيرا اعدام مضافه كه مىتوان از آنها به اجزاء عدم مطلق تعبير كرد از همان عدم مطلقند و اين عبارت درست است:
موجودات اثر خدا يعنى وجود كلى و مطلق است و معدومات از عدم مطلق هستند، زيرا شرور به معنى اعدام متمايزه گر چه وجود تبعى و مجازى دارند ولى در حاق عدم بالذات واقعند و مبدئيت نور و ظلمت به حساب اينكه