ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٢٩ - باب روش به كار بستن علم
بلغزد و فرو ريزد چنانچه قطره باران از روى سنگ صاف.
٤- مردى خدمت على بن الحسين (ع) آمد و پرسشهائى كرد و پاسخش داد و سپس برگشت از مانند آنها بپرسد، امام (ع) فرمود:
در انجيل نوشته است از علم آنچه ندانيد نپرسيد و هنوز بدان چه دانستيد عمل نكرديد، زيرا علمى كه بدان عمل نشود جز كفر براى عالم خود و جز دورى از خدا نيفزايد.
٥- مفضل بن عمر گويد: با امام صادق (ع) گفتم: به چه نشانه ناجى شناخته شود؟ فرمود: هر كه كردارش موافق گفتارش باشد گواهى نجات او را ثبت كن (گواهى نجات او قطعى است خ ل) كسى كه كردارش موافق گفتارش نيست ديانت عاريه و لرزان دارد.
٦- امير المؤمنين (ع) ضمن يك سخنرانى بر منبر فرمود: ايا مردم، وقتى دانستيد بدان چه دانيد كار كنيد، شايد هدايت شويد، به راستى دانائى كه بر خلاف وظيفه كار كند، چون نادان سرگردانى است كه به هوش نيايد از نادانى خود، بلكه من مىدانم حجت بر او بزرگتر و افسوس بر اين داناى علم از دست رفته پايندهتر است از آن بر اين نادان سرگردان در جهل، هر دو سرگردان و نابودند،