ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٥ - كتاب عقل و جهل
جبرئيل به حيا و دين گفت: شما برگرديد و او را وانهيد، گفتند: اى جبرئيل، ما دستور داريم كه همراه عقل باشيم هر جا كه باشد، گفت: اختيار با شما است و بالا رفت.
٣- شخصى از امام ششم پرسيد: عقل چيست؟ فرمود:
چيزى است كه به وسيله آن خدا بپرستند و بهشت به دست آرند.
راوى گويد: گفتم: آنچه معاويه داشت چه بود؟ فرمود: نيرنگ و شيطنت بود، آن مانند عقل است ولى عقل نيست.
٤- حسن بن جهم گويد: از امام رضا (ع) شنيدم مى فرمود: دوست هر مردى عقل او است و دشمنش جهل خود او.
٥- حسن بن جهم گويد: به ابو الحسن (ع) گفتم: در شيعه كسانى هستند كه دوستدار امامند اما عزم و تصميم ندارند، همين قدر معتقد به اين مذهبند، فرمود: خدا نسبت به آنها عتاب و خردهگيرى ندارد، خدا مىفرمايد (٢ سوره ٥٩): «عبرت گيريد اى صاحبان بصيرت».
٦- امام صادق (ع) فرمود: هر كه عاقل است دين دارد و هر كه دين دارد بهشت مىرود.