ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٥٥ - باب جبر و قدر و امر بين الامرين
حق در آن است و آن را نداند جز عالم (امام) يا كسى كه عالم آن را به وى آموخته باشد.
١١- مردى به امام صادق (ع) عرض كرد: قربانت، خدا بندگان را به گناه واداشته؟ فرمود: خدا عادلتر از آن است كه آنها را به گناه وادارد و سپس بر آن عذابشان كند، راوى به آن حضرت گفت: قربانت، خدا كار را يكباره به بندگان واهشته، فرمود: اگر كار را به آنها واگذاشته بود كه با دستور و امر و نهى آنها را محصور نمىكرد، گفت: قربانت، ميان اين دو مرحلهاى است؟ فرمود:
وسيعتر از ما بين آسمان و زمين.
١٢- احمد بن محمد بن ابى نصر گويد: به امام رضا (ع) گفتم: بعضى از همكيشان ما معتقد به جبراند و برخى معتقد به استطاعت، فرمود: بنويس: بسم الله الرحمن الرحيم، على بن الحسين فرمود: خداى عز و جل فرمايد:
اى پسر آدم، به خواست من تو هستى كه خواهى و به نيروى اعطائى من واجبات مرا مىپردازى و به نعمت دريافتى از من بر گناهانم توانائى كنى، من تو را بينا و شنوا ساختم، هر چه خوشى بينى از طرف خدا است و هر چه بدى بينى از طرف خودت است و اين براى آن است كه من از خودت به كارهاى نيكت علاقمندتر و شايسته ترم و تو از من به كارهاى بدت علاقمندترى، من از هر چه كنم مسئول نباشم (چون مسئوليت در بدى و خلاف حكمت است و