ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٧٦ - ٣ - قابليت حركت
هر طاعت و ترك هر معصيت ناگزير باشد جبر لازم آيد و بر اين عمل اجبارى و اضطرارى اثر ايمانى مرتب نشود و چنانچه جبر در طاعت و معصيت هر دو كه عقيده جبريه است باطل است جبر در طاعت و ترك معصيت هم كه مكلف در وضع اضطرارى قرار گيرد باطل است، مثلا اگر خدا به مجرد اراده خلاف، بنده را مسلوب الاختيار كند مصلحت تكليف باطل گردد و چنانچه اعمال قدرت از طرف خدا در جلب عبد به طاعت و منع از معصيت منافى اختيار است كه شرط تكليف است و مصلحت تكليف را باطل مى كند، همين طور رفع حجاب ميان عبد و رب و رؤيت بالعيان خدا منافى اختيار تكليف به ايمان قلبى است و مصلحت آن را باطل مىكند.
٢- وظيفه ايمان از نظر رياضت تكليفى و بدنى كه عمل به احكام شرع است در دنيا به مرگ خاتمه پيدا مىكند ولى محصول آن كه ايمان قلبى است بايد بجا ماند و همان ماهيت نجات و وسيله ادراك درجات سعادت اخروى است و اگر در هر مرحلهاى از مراحل آخرت سلب شود انسان دچار سرانجام بىايمانى و كفر مىشود.
٣- ايمان از نظر يك تطور روحى و جوهرى در انسان قابل توقف نيست و انسان پس از مرگ هم بايد به سير تكاملى روحى خود ادامه دهد و اين سير نهايتى ندارد، مضمون اخبار فراهم شدن وسيله نجات براى گنهكاران در برزخ و در قيامت و در دوزخ از راه شفاعت و از راه رهبرى موكلان بر او بر همين معنى دلالت دارد، و اخبار بسيارى هم دلالت دارد كه اهل بهشت در هر جمعه نائل به ارتقاء درجات تازه و بىسابقهاى مىشوند و از نظر تعقل هم نمى توان نيل به سعادت معنوى را در حد معينى متوقف دانست و وجود انسانى را در يك مرحلهاى از مراحل راكد مطلق شناخت. و ترقى روحى در آخرت هم منوط به بقاء شرائط اختيارى روح و وجود انسانى است در آن مرحله، در هيچ مرحلهاى از مراحل نمىتوان جنازه كشى را سعادت و پيشرفت شمرد و اعمال