ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٧٥ - ٣ - قابليت حركت
اكنون بيان آنچه در حل اين حديث به نظر مىرسد بجا است:
براى فهم اين حديث بايد ياد آور شد كه:
١- صرف معرفت و علم به مبدأ، ايمان نيست زيرا اين معرفت در منكران و جاحدين هم وجود دارد چنانچه در قرآن مىفرمايد (١٤ سوره ٢٧): «و منكر آن شدند با اينكه در دل خود بدان يقين داشتند» و در اخبار شرح ايمان همين كتاب در باب بث ايمان بر جوارح و اعضاء مىفرمايد:
آنچه از ايمان بر دل فرض شده است اقرار است و معرفت و عقد و رضا و تسليم، و اين عناوين عبارت از يك سلسله اعمال و تمرينات قلبى است كه اصل معرفت مقدمه و يا يك جزء آنها است و بنا بر ظاهر اين حديث، ايمان در دل از اقرار شروع شده است كه يك عمل قلبى است و تحقق اين مراتب و انجام اين عمليات قلبى كه اساس ايمان دل است نيازمند اختيار و امكانات همه جانبه مكلف است و اين حفظ اختيار و امكانات همه جانبه موقوف به اين است كه رابطه حسى و شهودى ميان بنده و خدا برقرار نباشد و در يك محيطى كه بنده خود را محجوب از خدا مىداند قرار داشته باشد تا اختيار او محفوظ باشد و اگر پرده از ميان برداشته شود و بنده خود را در شهود حق بيند و به اصطلاح چشم توى چشم خدا اندازد به كلى از خود بيخود مىشود و خود باخته مىگردد و سير ايمانى قلبش از كار مىماند و به تعبير ديگر مجبور به ايمان قلبى مىگردد، اين اجبار و ضرورت نسبت به بعضى از مراتب ايمان و شرائط آن اساساً مخالف است مانند اقرار و با تسليم و رضا مثلًا، و اگر هم با تحقق آنها مخالف نباشد با اعمال اختيار عبد نسبت به تحصيل آنها كه اساس مثوبت و عقوبت است مخالف دارد و در نتيجه اين گونه ارتباط حسى مانع از ايمان كسبى است كه مناط تكليف و پايه آزمايش و ثواب و عقاب است. و به عبارت ديگر همچنان كه در انجام وظايف بدنى كه ايمان اعضاء و جوارح است اختيار شرط است و اگر بنده در وضعى قرار گيرد كه از انجام