ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٩٢ - ٣ - قابليت حركت
درجه تنظيم شده است. ديدن ذات كه مورد پرسش است مقصود ديدن به چشم نيست بلكه توجه به خود است و خود را در خاطر آوردن، انسان با آنكه به علم وجدانى خود را درك مىكند ولى همه وقت به خود توجه ندارد و بسا خود را ناديده گرفته و بلكه فراموش مىكند و اگر بخواهد به خود متوجه شود بايد التفاتى در خود پديد آورد و خود را دريابد و بعبارت ديگر خود را ببيند، و اين موضوع بر اثر پيشامدى است كه براى او رخ مىدهد و باعث اين توجه مىشود، نسبت به خداوند موضوع آفرينش جهان بمانند اين پيش آمد است و منظور سائل اين است كه خدا در حاق ذات خود و پيش از پديده آفرينش مثلا توجهى به خود نداشته و خود را دريافت نمىكرده است.
امام در پاسخ مىفرمايد: وجدان خداوند مر ذات خود را مانند وجدان بشر نسبت به خويش نيست كه غفلت و فراموشى در آن راه داشته باشد بلكه ذات خدا هميشه خود را دريافته دارد و پديده توجه و التفات در او زمينه و امكانى ندارد و بدان نيازى ندارد.
و منظور از شنيدن خدا مر ذات خود را تحقق آواز و قرع سمع نيست بلكه اين خود سؤال از كروى و انديشهاى است كه انسانى هنگام توجه به انجام كارى در خود درك مىكند و به تعبير ديگر آن را حديث نفس مىگويند و برخى هم كلام نفسى را بدان تفسير كردند و گاهى اين حال بر انسان به وضعى مىكشد كه به زبان هم با خود سخن مىگويد، مقصد سائل اين است كه خدا پيش از آفرينش خلق معرض چنين حالى كه از آن به مشورت با خود و حديث نفس تعبير مىشود قرار گرفته و در مقدمه ايجاد عالم انديشهاى داشته و با خود مشورتى كرده است يا نه؟ مىفرمايد: خير، خدا در آفرينش و فعاليت خود نيازى به اين وضع ندارد و بلكه براى او روا نيست و نيروى او بدون اين مقدمه نافذ و مجرى است و همين موضوع در حديث دوم باب اراده