ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٤٥ - ٣ - قابليت حركت
فرمايد: حقيقت ماده جز يك حوادث پياپى چيزى نيست و وجود ناثابت، قديم و ثابت نتواند بود.
٢- امكان عدم
ابن ابى العوجاء پس از تصديق استدلال امام صادق (ع) كه وضع موجود ماده در عالم جز يك سلسله حوادث پى در هم نيست و حدوث ظاهره آشكار آن است يك پرسش فرضى طرح مىكند به اين بيان: اگر فرض كنيم جسم يعنى ماده اوليه در حال سكون بماند و به وضع هستههاى بسيط ادامه يابد در اين صورت مىتواند مادهاى ثابت و قديم باشد.
امام (ع) مىفرمايد: اولا اين يك فرض غير واقعى است و مورد بحث ما همين عالم موجود و محسوس است و به علاوه اگر ما اين جهان موجود را از ميان برداريم معنايش اين است كه عدم او را ممكن مىشماريم و اين خود بهتر دليل بر حدوث آن است زيرا موجود قديم ثابت به ناچار بايد به ذات خود هست باشد و هر چه به ذات خود هست باشد عدمش ممتنع است و امكان عدم دليل حدوث است.
٣- قابليت حركت
امام (ع) مىفرمايد: فرض كن همان ماده اولى و جسم اوليه است و هنوز حركت نكرده و در راه تحول نيست ولى ماده اولى از نظر اينكه موجودى است در حيز و در زمينهاى وراى ذات خود قابليت دارد كه حركت كند و با انضمام اجسام ديگرى چيز ديگرى شود و اين هم خود دليل حدوث باشد. شاهكار جواب امام (ع) اين است كه در همه مراحل اتكاء به خاصيت نفس ماده كرده است و براى استدلال چيز ديگرى را در ميان نياورده است.