ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٧٥ - باب هدايت و اينكه هدايت از طرف خدا است عز و جل
باب هدايت و اينكه هدايت از طرف خدا است عز و جل
١- ثابت بن سعيد گويد: امام صادق (ع) فرمود: اى ثابت، شما را به مردم چه كار؟ دست از مردم برداريد، احدى را به مذهب خود نخوانيد، به خدا اگر همه اهل آسمانها و زمينها گرد هم آيند براى آنكه يك بنده را كه خدا اراده كرده گمراه بماند به حق رهبرى كنند نتوانند كه او را رهنمائى كنند و به حق برسانند و اگر همه اهل آسمانها و زمينها گرد هم آيند تا بندهاى را كه خواسته به حق هدايت شود گمراه كنند نتوانند او را گمراه كنند، دست از مردم برداريد و يكى از شما نگويد: اين عموى من است و اين برادر من است و اين پسر عم و همسايه من است (و بايد او را به حق برسانم و به بهشت كشانم) به راستى چون خدا براى بندهاى خير خواهد روحش را پاك كند و هيچ مطلب حق و بجائى را نشنود جز آنكه آن را بفهمد و هيچ زشت و نابجائى را نشنود جز آنكه آن را منكر گردد و نپذيرد، سپس خدا يك سخنى به دلش اندازد كه كار او را فراهم سازد.
٢- امام صادق (ع) فرمود: به راستى چون خداى عز و جل براى بنده خير و خوبى خواهد به دلش پرتوى افكند و گوشهاى دلش را باز كند و فرشتهاى بر او گمارد كه كمك او باشد و او را يارى دهد و چون براى بندهاى بد خواهد، نقطه سياهى به دلش اندازد و گوشهاى دلش را بربندد و بر او شيطانى گمارد كه گمراهش كند، سپس اين آيه را خواند (١٢٦ سوره انعام): «هر كه را