ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٧٣ - باب راه مسئوليت خلق در برابر خدا
فرستاده و كتاب را بر آنها نازل كرده و در آن فرمان داده و غدقن كرده، فرمان به نماز و روزه داده و رسول خدا (ص) را خواب از انجام نماز ربوده، و خدايش فرموده است: منم كه تو را به خواب اندر كنم و منم كه تو را بيدار مىكنم و هر وقت كه به خواب ماندى چون بيدار شدى نماز بخوان تا امت بدانند كه چون بدين وضع برخوردند بايد چه كنند، و روزه هم چنين است، من تو را بيمار سازم و من تو را به گردانم، چون به تو شفا دادم روزه خود را قضا كن.
سپس امام صادق (ع) فرمود: همين طور در هر چيز كه تأمل كنى كسى را در تنگناى نبينى و كسى را نيابى جز آنكه خدا بر او حجت دارد و خدا در او خواستى دارد و نمىگويم كه بشر هر چه خواهد تواند كرد. سپس فرمود: به راستى خدا هم رهنمائى كند و هم گمراهى فراهم سازد، فرمود دستور ندارند جز كمتر از آنچه توانند، هر چه به مردم امر شده در خور طاقت و توان آنها است، هر چه را نتوانند از آنها برداشته است ولى مردمند كه بىخيرند و بىسعادت.
سپس اين آيه را تلاوت كرد (٩٢ سوره توبه): «بر ناتوانان و بر بيماران و بر كسانى كه هزينه سفر ندارند باكى نيست» جهاد را از آنها برداشت، «بر خوش كرداران راه سخنى نيست، و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است و باز هم باكى نيست بر كسانى كه چون نزد تو آيند تا آنها را بسيج كنى و وسائل جهاد به آنها بدهى» (بگوئى بودجه نيست و با چشم گريان برگردند) فرمود: از آنان هم جهاد را برداشت زيرا هزينه نداشتند.