ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٣٥ - باب مشيت و اراده
بگذراند و آن است كه ديگر برگشتى ندارد.
٢- ابو بصير گويد: به امام ششم (ع) گفتم: خواسته، اراده كرده، تقدير كرده، و مجرى ساخته؟ فرمود: آرى، گفتم: و دوست هم داشته؟ فرمود: نه، گفتم: چطور خواسته، اراده كرده، تقدير كرده، مجرى ساخته، و دوست نداشته؟ فرمود: همچنين به ما دستور رسيده است.
٣- عبد الله بن سنان گويد: از امام صادق (ع) شنيدم مى فرمود: بسا خدا فرمانى دهد و نخواهد، و بخواهد و فرمانى بدان ندهد. به شيطان فرمان داد كه براى آدم سجده كند و خواست كه سجده نكند و اگر خواسته بود سجده مىكرد، آدم را از خوردن آن درخت نهى كرد و خواست كه از آن بخورد و اگر نمىخواست كه آدم بخورد نمىخورد.
٤- أبو الحسن (ع) (امام هفتم) فرمود: به راستى خدا دو اراده و دو خواست دارد: يك اراده حتمى و يك اراده عزمى، بسا باشد از چيزى نهى كند و آن را بخواهد و به چيزى فرمان دهد و آن را نخواهد، مگر ندانى كه خدا آدم را از خوردن آن درخت نهى كرد ولى خوردن آنها را خواست و اگر نمىخواست بخورند خواست آنان بر خواست خدا چيره نمىشد، و به ابراهيم (ع) فرمان داد اسحق را سر ببرد و نخواست كه او را سر ببرد و اگر مىخواست، خواست ابراهيم بر خواست خداى تعالى چيره نمىشد.