ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٧٨ - ٣ - قابليت حركت
در اينجا امام استدلال كرده است براى امتناع رؤيت به عدم وجود شرائط رؤيت بصرى از نظر ماده ١ و ٢ و ٣ كه سابقا بيان شد. در اين روايت رؤيت را از نظر شرط ششم بررسى كرده است و مىفرمايد: نور خدا به اندازهاى نيرومند است كه هيچ چشمى تاب و تحمل دريافت آن را ندارد. در اين اخبار آيه «لا تدر كه الأبصار» را از نظر مقصد تفسير كرده است به درك اوهام و منظور بيان حد اكثر عظمت خداوند است و توضيح محال بودن رؤيت او در دنيا و آخرت. اين حديث موقوف است، يعنى استناد به معصوم در آن بيان نشده و به اعتماد به وثوق و شخصيت هشام بن حكم كه از خواص امام باقر و صادق (ع) است ذكر شده است، ظاهر اين است كه كلام از معصوم باشد و احتمال اينكه اين تحقيق از خود هشام باشد ضعيف است، زيرا در سياق اخبار ذكر شده است و شايد علت اينكه نسبت به معصوم از آن ساقط شده اين باشد كه هشام از پيش خود توضيحاتى در نقل كلام معصوم بر آن افزوده است، در اينجا توجه به چند نكته لازم است:
١- ظاهرا مقصود از اشيائى كه ادراك آنها را منحصر به دو راه كرده عالم جسمانى و موجودات مادى است و مطلق ادراكات منظور نيست و مقصود از قلب در برابر حواس روح حيوانى است كه در حديث كميل يكى از نفسهاى انسانى شمرده شده و براى آن پنج قوه بيان كرده است.
عقل و ادراكات آن از موضوع اين بحث خارج است و به همين مناسبت مدركات قلب را به وسيله هوا دانسته، مقصود از هوا همان جهاز تنفس است كه وسيله سلامت خون قلب است و فعاليت كبد. و در حديث كميل روح حيوانى را منبعث از كبد معرفى كرده است و اين رابطه هوائى ارتباط قلب و حس حيوانى را با محيط خارج از او حفظ مىكند و ادراكاتى