ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٥٣ - ٣ - قابليت حركت
قابل تسالم كه در نتيجه يك علت از آنها تشكيل شود و هر كدام جزء علت باشند زيرا در اين صورت تركيب لازم آيد و دو مبدأ وجود ندارد بلكه يك مبدأ مركب و بطلان آن مقام ديگرى دارد در اين فرض در آفرينش هر مخلوقى تزاحم وجود دارد چه كوچك باشد چه بزرگ، چه كلى باشد چه جزئى، زيرا فاعليت مطلقه هر مبدأ مىخواهد در آن تأثير كند، و اين تزاحم نتيجه منفى دارد زيرا هر كدام از اين دو فاعل مستقل مانع ديگرى است و لازمهاش اين است كه مخلوقى به وجود نيايد و همه چيز تباه گردد و اين مطابق است با مضمون آيه شريفه: «لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا» «اگر با خدا معبودان ديگر بودند آسمان و زمين تباه مىشدند». اين يك استدلال انّى است كه از معلول پى به علت برند بدين تقرير:
اگر مبدأ آفرينش دو باشد يا از هر جهت موافقند پس دوئيت محقق نشود چون دوئى بر اساس يك تفاوتى تحقق پذير است و اگر با هم اختلاف و تفاوت دارند به ناچار اين اختلاف مايه اختلاف در كار و آفرينش و تدبير آنها مىشود ولى يك نواختى و جريان منظم هستى و گردش منظم شب و روز و خورشيد و ماه دليل يگانگى خالق و مدبرند. مرحوم مجلسى عليه الرحمه اين دليل را به چند تقرير در شرح كافى بيان كرده:
١- اگر ادعا كنى دو خدا هست به ناچار ميان آنها در وجود انفصالى است و در هويت افتراقى، در اينجا موجود سومى در ميان آيد كه مركب از مجموع دوتا است و مقصود از فرجه آن است، زيرا كه آن منفصل بالذات و الهويت است و اين مجموع مركب چون از دو واجب بالذات و مستغنى از جاعل تركيب شده موجود است بدون علت زيرا احتياج مركب به جاعل به حساب احتياج اجزاء او است، وقتى اجزاء احتياج به علت ندارند او هم از