ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٢٠ - ٣ - سنة قائمة
در اين حديث مىفرمايد: هميشه يك نيروى تبليغى وجود دارد كه در برابر اين دستجات مخالف دفاع مىكند و شرط اين نيروى مدافع مذهبى اين است كه عدول باشند يا در فهم و ادراك حقايق دين مستقيم باشند تا بتوانند از آن دفاع كنند، و اين موضوع در زمان حضور ائمه بر اساس مركزيت تعليمات آنان پا بر جا بوده است و در زمان غيبت هم هميشه در هر عصرى دانشمندان درست فهم وجود داشتهاند كه از اين نظر مدافع مذهب بشمار مىرفتهاند، و خود مؤلف همين كتاب سر حلقه آنها است كه بوسيله تأليف كتاب كافى اصول و فروع مذهب را شسته و پاك نموده و در دسترس طالبان حق نهاده، و بس از وى شيخ بزرگوار صدوق اين وظيفه را عهدهدار شده است و عقايد مذهب شيعه را روشن ساخته. مقصود از ورآبى كه جلوى سيل از خاشاك و كف و خردههاى گياهان خشك مىرود مردمى هستند كه مبدأ و عقيده ندارند و با طوفان حوادث هر روز دنبال يكى مىروند و تابع حكومت وقت مىشوند. ظاهراً مقصود از اين ارث، ارث مقامى است نه ارث شخصى چون پيغمبر رئيس امت محسوب است و از اين نظر ميان او و امت رابطهاى است، مىفرمايد: پيغمبران از اين نظر مانند رؤساى دنيوى نيستند كه براى امت خود گنجى و خزينهاى ذخيره كنند و بجا گذارند بلكه تهيهاى كه براى امت خود دارند همان تعليمات احكام و عقايد است كه از آنها بجا مىماند. ظاهر اين است كه تعليم آن بايد مجانى و به خاطر اجر آخرت باشد و اخذ اجرت نكنند و از همان دستى كه گرفتهاند به همان دست بدهند و ممكن است مقصود برنامه تعليم باشد يعنى هر آنچه آموختهاند به ديگران بياموزند و از آن كم و زياد نكنند. از اين حديث استفاده مىشود كه تعليم علوم دين و نشر مسائل و احكام بايد مجانى باشد و اجرت گرفتن بر آن جايز نيست چون