ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٤١
هم در اين كارگاه الهى بىهمه چيز بوده حتى هستى و وجود هم از خود ندارد، صاحب كار همه و همه وسائل كار را به او داده است و قرارى به اين صورت با او تنظيم كرده:
١- تمام وسائل كار بعهده صاحب كار است.
٢- محصول كارخانه هر چه باشد از آن كارگر است.
٣- برنامه كار از طرف صاحب كار تنظيم مىشود.
٤- بىانضباطى و تخلف كارگر موجب فساد محصول است و تحمل اين محصول فاسد بعهده كارگر است.
٥- آزادى كامل كارگر در محيط كارگاه به وضعى كه هر وقت خواست دست از كار بكشد يا خلاف برنامه كار كند ولى مسئوليت محصول بد بعهده او باشد.
در اينجا توجه به اين لغتها لازم است:
١- قضاء به معنى علم اجمالى و كلى حق: نقشه اجمالى اين كارگاه.
٢- قضاء به معنى امضاء و اجراء يعنى پياده كردن جزئيات نقشه عالم در محيط خارج.
قضاء به معنى اول بيشتر در كلمات حكماء و متكلمين بكار رفته، از نظر اينكه قضاء را به علم كلى و اجمالى حق تفسير كردهاند در برابر قدر كه آن را به علم تفصيلى تفسير كردهاند و بنا بر اين قضا بر قدر تقدم دارد ولى در اخبار و خصوص اخبار اين باب قضاء به معنى دوم استعمال شده و مؤخر از مرحله قدر است كه كالبد بندى وجود است بوسيله ماهيت و تشخص. قدر- اندازهگيرى: عبارت از ترسيم جزئيات موجود است بوسيله خطوط تشخصات و قالب بندى وجود در نقشه ماهيت از كليات عامه تا برسد به حدود تشخصات خارجيه.
بعد از توجه به اين مقدمات اكنون بايد ما اين كارگر را تجزيه كنيم