ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٤٠
و وسائل كار را صاحب كار در اختيار او گذارده است و فرض كن او هم با كمال آزادى كار مىكند و هر آن مىتواند دست از كار بكشد، يك كارگر رسمى در كشورهاى قانونى و آزاد، در اين صورت مىتوان آن را نمونه سوم شناخت و معرف امر بين الامرين دانست.
فرض كن اين كارگر با خدا قراردادى مىبندد، اكنون ما موضوع را به طور كامل تقرير مىكنيم:
١- صاحب كار: ذات اقدس الهى.
٢- كارگاه: سراسر عالم.
٣- كارخانه: براى توليد عمل خير و شر، كردار نيك و كردار بد، طاعت و معصيت. در اينجا توجه به اين نكته لازم است كه هدف كارخانه عمل خير است و عمل شر محصول بىانضباطى كارگر است.
٤- كارگر: آدميزاده.
٥- شرائط كارگر: عقل و كمال و بلوغ و اطلاع از برنامه كار، علم شريعت كه بوسيله پيغمبران و اوصياء و كتاب خدا بيان مىشود، همه دستگاه هستى براى اجراى اين برنامه است و قرآن مىفرمايد (٢٩ سوره ٢): «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً» او است خدائى كه هر آنچه در زمين است براى شما مقرر كرده، و آيه (٣٨ سوره ابراهيم): «خدائى است كه آسمانها و زمين را براى شما آفريده» الآية.
استاد بزرگوار سعدى شيرازى گفته است:
|
ابر و باد و مه خورشيد و فلك در كارند |
تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى |
|
|
همه از بهر تو سر گشته و فرمان بردار |
شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى |
|
گفتيم اين كارگر لخت در اين كارگاه استخدام شده است، و انسان