پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٤ - بيعت مسلمانان با امام عليه السلام
مىشد كه جامعه فاقد آگاهى دينى بود.
صبح روز بعد انبوه جمعيت، امام را در ميان گرفته و به سمت مسجد روانه شدند، حضرت بر فراز منبر قرار گرفت و آنان را مخاطب قرار داد و فرمود:
مردم! امر خلافت مربوط به شماست و غير از كسى كه شما او را برگزينيد كسى حق خلافت بر شما را ندارد، ديروز من و شما از يكديگر جدا بوديم و من دوست نداشتم زمامدارى شما را بپذيرم، ولى شما پاى فشرديد تا آن را پذيرا شوم، آگاه باشيد! من درهمى را بدون شما نخواهم ستاند و اگر خواسته باشيد، خلافت را مىپذيرم وگرنه بر كسى خرده و بهانه نمىگيرم.
انبوه جمعيت يك صدا و بلند اظهار داشتند: ما اكنون به شما وفا داريم و بر عمل به كتاب خدا با شما بيعت مىكنيم، امام عليه السّلام عرضه داشت: پروردگارا! تو بر آنان گواه باش.[١]
مردم چونان موجى خروشان براى انجام بيعت به حركت درآمدند. طلحه، نخستين كسى بود كه با دست فلج خود با امام عليه السّلام بيعت كرد و زودتر از همه پيمانشكنى نمود، پس از او زبير و سپس مردم ساير شهرها و اهل بدر و مهاجران و انصار و عموم مردم به حضرت دست بيعت دادند.
بيعت امام عليه السّلام نخستين حركت انتخاب مردمى بود كه هيچ يك از خلفا از بيعتى اين چنين برخوردار نبودند، مردم از شادى در پوست خود نمىگنجيدند، زيرا حكومت حق و عدل به آنان رو آورده و صاحب قانونى خلافت، يار محرومان و ستمديدگان بر مسند آن تكيه زده بود، امّت از اينكه امام عليه السّلام خلافت را پذيرا شد سخت شاد و مسرور بود. چنانكه حضرت خود،
[١] . انساب الاشراف ٥/ ٢٢.