پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٥ - مصيبت شورا
بايد به حق رهنمون شوم و سپس اظهار داشت: اگر من براى خود جانشينى برگزينم به اين دليل است، فردى كه- ابو بكر- بهتر از من بود نيز اين كار را انجام داد و اگر از آن بگذرم براى اين است، آنكه از من برتر بود- پيامبر- نيز چنين كرد[١] و سپس در فقدان برخى افرادى كه در طريق رسيدن به خلافت با او تشريك مساعى داشتند، اظهار تأسف كرد و گفت: اگر ابو عبيده حيات داشت او را جانشين خود مىساختم زيرا وى امين بود و اگر سالم غلام ابو حذيفه زنده بود، او را جانشين خويش قرار مىدادم زيرا وى شديدا دوستدار خدا بود.
به او گفته شد: اى امير المؤمنين! براى خود جانشينى تعيين كن؛ گفت:
تصميم داشتم پس از سخن گفتن با شما، در اين زمينه بينديشم و كسى را كه از همه شما سزاوارتر است به جانشينى خود برگزينم تا شما را به حق رهنمون سازد- و به امام على عليه السّلام اشاره كرد- ولى وقتى از هوش رفتم در خواب ديدم مردى وارد باغى كه خود درختانش را كاشته بود، شد و كليه ميوههاى نارس و رسيده آن را چيد و جمعآورى كرد سپس زير پاى خود قرار داد دانستم كه خداوند بر كار خود چيره است و روح عمر را قبض خواهد كرد ازاينرو، من قصد دارم گروهى را كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم مژده بهشت به آنان داده در زندگى و پس از مرگ بر شما بگمارم آنان عبارتند از: على، عثمان، عبد الرحمان، سعد، زبير بن عوام و طلحة بن عبيد اللّه، اين جمع بايد يكى از خود را به خلافت برگزينند و در اين صورت همه بايد از او پشتيبانى و حمايت كنند.[٢]
عمر دستور داد: آن شش تن را در محلى نگاه دارند تا در سه روز، يكى از
[١] . الامامة و السياسة ٤١. قبلا ملاحظه كرديد كه به گفته آقايان پيامبر جانشين تعيين نكرد ... در صورتى كه آن حضرت جانشين خود را به طور مكرر، در يوم الانذار و غدير خم و ديگر موارد، معين فرموده بود.
[٢] . تاريخ طبرى ٣/ ٢٩٣ چاپ مؤسسه اعلمى، كامل ابن اثير ٣/ ٦٦.