پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٧ - ايرادات شورا
ايرادات شورا
نظام شورايى كه عمر آن را بنيان نهاد، عارى از صحت بود و در روند حركت آن تناقض ديده مىشد، و در آن امورى را ملاحظه مىكنيم كه اين نظام را از دقت و واقعگرايى دور مىسازد، به عنوان مثال:
١. نامزدهاى شورا طبق موازين انتخابات، به امتياز برتر، دست نيافتند زيرا مردم در امر كانديدا كردن و انتخابات، شركت نداشتند، به همين دليل اطلاق شورا بر اين نظام سخنى گزاف است، چون در اين (به اصطلاح) شورا تنها يك تن براى جمعى كانديدا شده بود تا وى را بر امت تحميل كنند، از اين جا بود كه عمر با تهديد به قتل و زور اسلحه، آنان را به گردهمايى و تعيين يك تن از ميان خود فرا خواند.
٢. تركيب شخصيتها و طرز تفكرات اعضاى شورا با يكديگر متفاوت بود و هريك نظر شخصى خود را اعلان مىكرد. بنابراين، چگونه ممكن بود رأى آنان بيانگر رأى امت باشد؟ از طرفى پس از شورا، اختلافاتى ميان آنان بروز كرد كه تفرقه و پراكندگى مسلمانان را به دنبال داشت.[١]
٣. عمر در گزينش اعضاى شورا، خود به تناقضگويى گرفتار شد زيرا او در سقيفه مدعى شده بود كه خلافت مربوط به قريش است و بر آن پافشارى كرده بود، در صورتى كه ملاحظه مىكنيم وى در اينجا در آرزوى حيات و زندگى «سالم» غلام آزاد شده ابو حذيفه است تا او را به جانشينى خويش برگزيند.
[١] . انساب الاشراف ٥/ ٥٧، تذكره الخواص ٥٧، النص و الاجتهاد ١٦٨.