پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٣ - ب - در جنگ احد
آن را نابود مىساخت، هيچ يك از مردم را از خود گذشتهتر از او نديدم، بر دشمن يورش مىبرد و سپس چون روباهى زيرك باين سو آن سو مىنگريست گويى دو چشم نيز از پشت سر داشت و در جستوخيز به شير درنده مىماند.[١]
ب- در جنگ احد
قريش، شكست فاحش و به هلاكت رسيدن سران و بسيارى از قهرمانان خود را در جنگ بدر فراموش نكرده بود. ازاينرو، براى بازگرداندن اعتبار از دست رفته خود، در پى انتقام از مسلمانان برآمد و مدت يك سال به تدارك نيرو پرداخت. مشركان و يهوديان همپيمان با آن و هركس كه به نوعى از دين اسلام ناراضى و بدان عناد مىورزيد به آنها پيوست و بدين ترتيب، قواى كفر و باطل براى رويارويى با حق با يكديگر همدست شدند، سپاهيان كفر با تعدادى بالغ بر ٠٠٠/ ٣ تن در اوايل شوال سال سوم هجرى از مكه خارج شدند.
به مجرد رسيدن اين خبر به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم مسلمانان را گرد آورد و در مورد اتخاذ موضعى مناسب، با آنان به مشورت پرداخت و سخن گفت و آنها را به نبرد و صبر و استقامت تشويق و به پيروزى و اجر و پاداش وعده داد و به اتفاق بيش از يك هزار تن از سپاهيان خويش آماده حركت شد و پرچم خود را به على ابن ابى طالب عليه السّلام داد و ساير پرچمها را ميان مهاجران و انصار توزيع كرد. در اينجا جبهه نفاق در جهت به ضعف كشاندن مسلمانان به ايفاى نقش
[١] . حلية الاولياء ابو نعيم ٩/ ١٤٥