گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩ - نتيجه
با صراحتِ آياتى كه از نزول تدريجى قرآن خبر مىدهند، ناسازگار نيست. اين آيات تنها وجود نزول تدريجى را ثابت كردهاند و به هيچ روى، بر نفى نزولى ديگر دلالت ندارند. قرآن كريم افزون بر اين، چنان كه گذشت آياتى دارد كه بر نزول دفعى دلالت دارند و توجيه و تفسير آنها بر وجهى ديگر خلاف ظاهر آنها و نيازمند دليل معتبر است.
نزول قرآن به صورت دفعى الزاماً بدين معنا نيست كه قرآن كريم در قالب الفاظ و كلمات به صورت آيات و سور و به شكل تفصيلى نازل شده است. بنا بر اين ديدگاه، حقيقت قرآن، الفاظ، اجزا، فصول، شئون و زمان ندارد. اين حقيقت در نزول دفعى بر پيامبر نازل شده است و در نزول تدريجى، همان حقيقت به جامه الفاظ و كلمات و زمان و شأن نزول درآمده و به تدريج بر آن حضرت فرود آمده است؛ از اين رو، بسيارى از اشكالهاى گروه دوم بر اين ديدگاه از قبيل اشكال دوم، سوم، هفتم و هشتم وارد نيست.
نزول دفعى و تدريجى قرآن بر قلب پيامبر يا بيت معمور، مقدمه نزول آن به صورت تدريجى و بهرهمندى مردم از كلام الهى بوده است و از اين رو حادثهاى سترگ و خجسته است و از همين رو، خداوند از آن به عنوان خصيصهاى براى ماه رمضان ياد كرده است.[١]
ادله ديدگاه دوم، متعدد و مختلف اند و هم بر نقل قرآن و روايات تكيه دارند و هم بر ادلّه و شواهد عقلى و بدين روى، واحد بودن برخى اخبار موجب ردّ آن نمىشود؛ افزون بر اين كه گروه دوم نيز در استدلالات روايى خود بر اخبار واحد تكيه كردهاند.
[١]. ر. ك: بقره: آيه ١٨٥.