گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤ - د - ادله و شواهد عقلى
دفعى قرآن با همين الفاظ و و اجزا و فصول نيست. قرآن حقيقتى متعالى دارد بدون الفاظ و اجزا و فصول و شأن نزول كه به ادراك بشر عادى در نمىآيد و قرآن حاضر كه در چنين هيئتى است، مثالى است از آن، و گويى جامههايى است بر قامت آن.[١]
از سوى ديگر، آياتى كه از نزول قرآن در شب قدر سخن گفتهاند، از كلمه «انزال» سود بردهاند كه نزول دفعى را مىرساند و نزول دفعى نمىتواند در قالب الفاظ باشد.
هر يك از آيات قرآن ناظر به وقايعى خاص است و نزول آنها پيش از آن وقايع معقول نيست. ناگزير، مراد از نزول دفعى قرآن در شب قدر، نزول حقيقت آن است.
برخى از شاگردان علامه طباطبايى از اين حقيقت، به «روح قرآن» تعبير كرده و گفتهاند: قرآن در شب قدر با نزولى اجمالى و غير زمانى كه بر نزول تفصيلى و زمانى مقدم بوده، نازل شده و مىتوان از آن با تعبير «روح قرآن» ياد كرد كه عارى از قالب كلمات، آيات و سور است و چون پيامبر واجد اين روح شد، همان حقيقتى كه نخست مانند يك روح بر پيامبر نازل شده بود، در لباس الفاظ و كلمات درآمد و نازل شد.[٢]
طرفداران اين ديدگاه به آياتى از قرآن نيز تمسك جستهاند؛ از جمله آيه ١١٤ طه كه مىفرمايد: «... وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ...؛ قبل از آن كه وحى قرآن كاملًا تمام نشده در آن شتاب مكن» و نيز آيات ١٦- ١٩ قيامت كه مىفرمايد:
«لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ\* إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ\* فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ\* ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ؛ زبانت را به آن مچرخان تا به آن شتاب كنى. بر ماست جمع كردن و خواندن آن.
وقتى آن را خوانديم، تو هم از خواندن آن تبعيت كن. سپس بر ماست بيان آن». ظاهر اين آيات حاكى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله از آنچه به وى وحى مىشده، از پيش آگاه بوده و هنگام وحى، در قرائت آيات بر پيك وحى پيشى مىگرفته و خداى تعالى او را
[١]. ر. ك: الميزان فى تفسير القرآن: ج ٢ ص ١٨.
[٢]. ر. ك: درسهايى از قرآن( مجموعه آثار): ج ٢٦ ص ٦٦٨.