گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٧ - ديدگاه شيعه
كه به طريق اوْلى كافر نتواند مالك مصحف شود. برخى اين دليل را مردود دانستهاند؛ زيرا اولًا برخى بر آن اند كه تملّك مزبور ممكن است تحقق يابد، نهايت اين كه فروش برده مسلمان توسط كافر (كه مالك است) به خريدار مسلمان، واجب به شمار مىرود. ثانياً قياس اين دو با هم، مع الفارق است؛ زيرا تملك برده مسلمان توسط كافر موجب ذلّت مسلمان مىشود؛ ولى تملّك كافر بر مصحف چه بسا موجب آشنا شدن بيشتر او با معارف قرآن كريم و گاه هدايت يافتن او شود.[١] دليل دوم يعنى حديث نبوى مذكور، هم از جهت سند و هم از نظر دلالت بر مدّعا، مورد مناقشه قرار گرفته است.[٢]
دليل ديگرى كه براى حرمت فروش مصحف قرآن به كافر ذكر شده آن است كه مالك شدن كافر موجب هتك حرمت قرآن مىشود.[٣] برخى ضمن ردّ چنين ملازمهاى گفتهاند: چه بسا دست يافتن كافر به قرآن، همراه با نگاه داشتن حرمت كتاب خدا باشد.[٤] همچنين اين استدلال كه دستيابى كافر به مصحف مىتواند به نجس شدن آن بينجامد،[٥] مورد نقد و مناقشه قرار گرفته و گفتهاند كه فروش قرآن به كافر لزوماً به نجس شدن آن نمىانجامد.[٦]
[١]. مصباح الفقاهة: ج ١ ص ٧٥٠- ٧٥٢ وج ٣ ص ٣٧٢- ٣٧٣.
[٢]. مصباح الفقاهة: ج ١ ص ٧٥٢.
[٣]. مجمع الفائدة والبرهان: ج ٨ ص ١٦١.
[٤]. مصباح الفقاهة: ج ١ ص ٧٥٢- ٧٥٣؛ أنوار الفقاهة- كتاب التجارة: ص ٤٤٦.
[٥]. مصباح الفقاهة: ج ١ ص ٧٥٣.
[٦]. مصباح الفقاهة: ج ١ ص ٧٥٣؛ أنوار الفقاهة- كتاب التجارة: ص ٥٦٩.