گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٦ - واژهشناسى«تأويل»
كلام را تأويل كرد ... آن را تأويل نمود، يعنى تفسيرش كرد.
٢. برخى «تأويل» سخن را، تفسير معنايى كه به آن باز مىگردد، معنا كردهاند، مانند جوهرى:
التَّأويلُ تَفسيرُ ما يَؤُولُ إلَيهِ الشَّىءُ.[١]
تأويل، كشف مآل و غرض يك متن و يك چيز است.
٣. برخى، «تأويل» را تفسير سخنى مىدانند كه معانى متعددى دارد و با تبيين لفظ آن نمىتوان مقصود را بيان كرد، مانند ليث:
التَّأويلُ تَفسيرُ الكَلامِ الَّذى تَختَلِفُ مَعانيهِ و لا يَصِحُّ إلّابِبَيانِ غَيرِ لَفظِهِ.[٢]
تأويل، تفسير كلامى است كه معانى گوناگونى دارد، و تنها با بيانى غير از الفاظ آن كلام قابل گفتن است.
٤. برخى «تأويل» سخن را معنايى مىدانند كه ظاهر لفظ دلالتى بر آن ندارد و بدون قرينه نمىتوان آن معنا را پذيرفت. ابن اثير در اين باره مىگويد:
التَّأويلُ نَقلُ ظاهِرِ اللَّفظِ عَن وَضعِهِ الأصلىِّ إلى ما يَحتاجُ إلى دَليلٍ لَولاهُ ما تُرِكَ ظاهِرُ اللَّفظِ، و مِنهُ حَديثُ عائِشَةَ: كانَ النَّبيُّ صلى الله عليه و آله يُكثِرُ أن يَقولَ في رُكوعِهِ وسُجودِهِ: «سُبحانَكَ اللَّهُمَّ وبِحَمدِكَ» يَتَأَوّلُ القُرآنَ، تَعني أنَّهُ مَأخوذٌ مِن قَولِهِ تَعالى: «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ»[٣].[٤]
تأويل، عبور از معناى اصلى ظاهر لفظ به چيزى است كه آن چيز به دليل نياز دارد، و اگر نباشد، نمىتوان از ظاهر لفظ گذشت. از همين قبيل است حديث عائشه كه گفته است: پيامبر صلى الله عليه و آله كه فراوان در ركوع و سجودش مىگفت:
«سُبحانَكَ اللَّهُمَّ و بِحَمدِكَ» آيه قرآن را تأويل كرده است. منظور عايشه اين است
[١]. ر. ك: الصحاح: مادّه« أ ول».
[٢]. ر. ك: لسان العرب: مادّه« أ ول».
[٣]. نصر: آيه ٣.
[٤]. النهاية: مادّه« أ ول».