گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٨ - پيشينه اعراب
(م ٣٦٣ ق) و زَمَخشرى (م ٥٣٨ ق) بدين مكتب گرايش داشتهاند.[١]
دانشمندان سده سوم و چهارم هجرى هر يك با تكيه بر مكتب نحوى خود، به بيان و تحليل اعراب آيات مىپرداختند. اما در سدههاى بعدى نحويان اغلب به جمعآورى آراى پيشينيان مبادرت كردند و كمتر به نقد آرا و ترجيح آنها بر يكديگر پرداختند. اين رويكرد در البيان ابن الأنبارى (م ٥٧٧ ق)، التبيان ابو البقاء (م ٦١٦ ق) و به صورت محدودتر در مشكل إعراب القرآن مكّى بن ابى طالب (م ٤٣٧ ق)، مشهود است.[٢]
از بررسى مكاتب و ديدگاههاى نحوى دانشمندان و مفسّران پيشين، بر مىآيد كه حجم فراوانى از اختلاف موجود در نحو و اعراب آيات قرآن، معلول تفاوت تحليل صاحب نظران است، بدون آن كه در تفسير آيه تأثير چندانى داشته باشد. به نظر مىرسد اين دانشمندان بيش از هر چيز در پى بهدست دادن فهم درستى از آيات قرآن، منطبق با قواعد زبان بودهاند. از اين رو هر يك با توجه به آراى نحوى و قواعد دستورى مكتبهاى نحوى، به تحليل ادبى آيه مىپرداختهاند. اين تحليلها در موارد فراوانى، معناى آيه را تغييرى جدى نمىداد؛ اما به تدريج منشأ تنوّع قواعد نحو و اعراب شد. اختلاف در جواز عطف بر ضمير مجرور بدون اعاده جار، عطف بر ضمير مرفوع بدون تأكيد آن با ضمير منفصل، مبنى بودن فعل امر، عمل «ان» مخفّفه، اختلاف در رافع مبتدا و خبر،[٣] معانى «انْ» و «إذا» و اختلاف در جواز يا عدم جواز ورود آنها بر جمله اسميه، اختلاف در عمل حروف مشبهة بالفعل و «ما» ى نافيه نسبت به خبر، جواز يا عدم جواز فاعل قرار گرفتن جمله و دهها مسئله ديگر، از جمله نمونهها و شواهد اين نظرند. با اين حال نمىتوان انكار كرد كه بخش مهمى
[١]. الإنصاف: ص ٤٦٣ به بعد، ٤٧٤، ٥٢٤ به بعد، ٤٤ به بعد.
[٢]. الإنصاف: ص ٤٤، ٤٦٣، ٤٧٤ و ٥٢٤.
[٣]. الإنصاف: ص ٤٦٣ به بعد، ٤٧٤ به بعد، ٥٢٤ به بعد، ١٩٥ به بعد، ٤٤ به بعد.