گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٦ - ٢/ ٧ مجموعه ويژگىهاى معنوى قرآن
قرار داده است. دارويى است كه پس از آن، دارويى نيست و نورى است كه با آن، تاريكىاى نيست و ريسمانى است كه دستاويزش، محكم است و دژى است كه به بلنداى آن، دسترس نيست. براى كسى كه از آن پيروى كند، [مايه] عزّت است و براى كسى كه به آن وارد شود، [مايه] سلامت و امنيت است و براى كسى كه از آن دنبالهروى كند، راهنماست و براى كسى كه آن را به خود نسبت دهد، عذر است و براى كسى كه با آن سخن بگويد، دليل است و براى كسى كه به وسيله آن، اقامه دعوا كند، گواه است و براى كسى كه به وسيله آن، احتجاج كند، [مايه] پيروزى است و براى كسى كه به آن عمل كند، نگهدارنده است و براى كسى كه آن را به كار وا دارد، مَركبى تندروست و براى كسى كه در پىِ نشانه باشد، نشانه است و براى كسى كه آن را بر تن كند، زِره است و براى كسى كه آن را بفهمد، دانش است و براى كسى كه آن را روايت كند، حديث است و براى كسى كه داورى كند، حُكم است.[١]
٢١٥. فاطمه عليها السلام: براى خداوند، در ميان شما، پيمانى است كه آن را به شما تقديم كرده است و يادگارى است كه آن را جانشين [خود] در ميان شما، قرار داده است: كتاب خدا كه دلايل آن، روشن است و آياتى كه درونهايش، آشكار است و برهانى كه ظواهرش،
[١].
... ثُمَّ أنزَلَ عَلَيهِ الكِتابَ نوراً لا تُطفَأُ مَصابيحُهُ، وسِراجاً لا يَخبو تَوَقُّدُهُ، وبَحراً لا يُدرَكُ قَعرُهُ، ومِنهاجاً لا يُضِلُّ نَهجُهُ، وشُعاعاً لا يُظلِمُ ضَوؤُهُ، وفُرقاناً لا يُخمَدُ بُرهانُهُ، وتِبياناً لا تُهدَمُ أركانُهُ، وشِفاءً لا تُخشى أسقامُهُ، وعِزّاً لا تُهزَمُ أنصارُهُ، وحَقّاً لا تُخذَلُ أعوانُهُ، فَهُوَ مَعدِنُ الإِيمانِ وبُحبوحَتُهُ، ويَنابيعُ العِلمِ وبُحورُهُ، ورِياضُ العَدلِ و غُدرانُهُ، وأثافِيُّ الإِسلامِ وبُنيانُهُ، وأودِيَةُ الحَقِّ وغيطانُهُ، وبَحرٌ لا يَنزِفُهُ المُستَنزِفونَ، وعُيونٌ لا يَنضِبُهَا الماتِحونَ، ومَناهِلُ لا يَغيضُهَا الوارِدونَ، ومَنازِلُ لا يَضِلُّ نَهجَهَا المُسافِرونَ، وأعلامٌ لا يَعمى عَنهَا السّائِرونَ، وآكامٌ لا يَجوزُ عَنهَا القاصِدونَ، جَعَلَهُ اللَّهُ رِيّاً لِعَطَشِ العُلَماءِ، ورَبيعاً لِقُلوبِ الفُقَهاءِ، ومَحاجَّ لِطُرُقِ الصُّلَحاءِ، ودَواءً لَيسَ بَعدَهُ داءٌ، ونوراً لَيسَ مَعَهُ ظُلمَةٌ، وحَبلًا وَثيقاً عُروَتُهُ، ومَعقِلًا مَنيعاً ذِروَتُهُ، وعِزّاً لِمَن تَوَلّاهُ، وسِلماً لِمَن دَخَلَهُ، وهُدىً لِمَنِ ائتَمَّ بِهِ، وعُذراً لِمَنِ انتَحَلَهُ، وبُرهاناً لِمَن تَكَلَّمَ بِهِ، وشاهِداً لِمَن خاصَمَ بِهِ، وفَلجاً لِمَن حاجَّ بِهِ، وحامِلًا لِمَن حَمَلَهُ، ومَطِيَّةً لِمَن أعمَلَهُ، وآيَةً لِمَن تَوَسَّمَ، وجُنَّةً لِمَنِ استَلأَمَ، وعِلماً لِمَن وَعى، وحَديثاً لِمَن رَوى، وحُكماً لِمَن قَضى ( نهج البلاغة: خطبه ١٩٨، بحار الأنوار: ج ٩٢ ص ٢١ ح ٢١).