گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٨ - ٥/ ٤ زيد بن حارثه و انفاق كردن اسب محبوبش در راه خدا
شدند. چون زمان حركتشان فرا رسيد، مردم با فرماندهان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خداحافظى كردند و بِدرودشان گفتند. عبد اللَّه بن رواحه، هنگام خداحافظى با او، گريهاش گرفت. گفتند: چرا گريه مىكنى، اى پسر رواحه؟
گفت: به خدا سوگند كه مرا نه علاقهاى به دنياست و نه شوقى به شما [كه موجب گريهام شده باشد]؛ بلكه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه آيهاى از كتاب خدا را مىخواند كه در آن، از آتش [دوزخ]، ياد شده است: «و هيچ يك از شما نيست، مگر به آن وارد مىشود.
اين امر، همواره بر پروردگارت، حكمى قطعى است»[١]، و من نمىدانم كه پس از وارد شدنم [به آتش]، چگونه از آن خارج شوم!
مسلمانان گفتند: خدا يارتان باشد و از شما، دفاع كند و شما را سالم، به سوى ما باز گردانَد.[٢]
٥/ ٤ زيد بن حارثه و انفاق كردن اسب محبوبش در راه خدا
١٧٣. تفسير الطبرى- به نقل از ايّوب و ديگران-: هنگامى كه آيه: «هر گز به نيكوكارى نرسيد تا
[١]. مريم: آيه ٧١.
[٢].
بَعَثَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله بَعثَهُ إلى مُؤتَةَ في جُمادَى الاولى مِن سَنَةِ ثَمانٍ، وَاستَعمَلَ عَلَيهِم زَيدَ بنَ حارِثَةَ، وقالَ: إن اصيبَ زَيدُ بنُ حارِثَةَ فَجَعفَرُ بنُ أبي طالِبٍ عَلَى النّاسِ، فَإِن اصيبَ جَعفَرٌ فَعَبدُ اللَّهِ بنُ رَواحَةَ عَلَى النّاسِ. فَتَجَهَّزَ النّاسُ ثُمَّ تَهَيَّؤوا لِلخُروجِ، وهُم ثَلاثَةُ آلافٍ، فَلَمّا حَضَرَ خُروجُهُم وَدَّعَ النّاسُ امَراءَ رَسولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله وسَلَّموا عَلَيهِم. ووَدَّعوهُم فَلَمّا وُدِّعَ عَبدُ اللَّهِ بنُ رَواحَةَ مَعَ مَن وُدِّعَ مِن امَراءِ رَسولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله بَكى، فَقالوا لَهُ: ما يُبكيكَ يَابنَ رَواحَةَ؟ فَقالَ: أما وَاللَّهِ ما بي حُبُّ الدُّنيا ولا صَبابَةٌ بِكُم، ولكِنّي سَمِعتُ رَسولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله يَقرَأُ آيَةً مِن كِتابِ اللَّهِ يَذكُرُ فيهَا النّارَ:« وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا»، فَلَستُ أدري كَيفَ لي بِالصَّدَرِ بَعدَ الوُرودِ! فَقالَ المُسلِمونَ: صَحِبَكُمُ اللَّهُ ودَفَعَ عَنكُم، ورَدَّكُم إلَينا صالِحينَ ( تاريخ الطبرى: ج ٣ ص ٣٦، السيرة النبويّة، ابن هشام: ج ٤ ص ١٥).