گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٧ - واكنش يهوديان و مسيحيان در مقابل بشارتهاى موجود در كتاب مقدس
كارى عاجز مىماند، موضوع از سوى آن افراد نشر مىيافت و حتى عقايد مسلمانان را نيز سست مىكرد. اين در حالى است كه هيچ گونه گزارش تاريخى، نه در ميان منابع مسلمانان و نه يهوديان و مسيحيان دال بر اين معنا وجود ندارد كه آنها در اين مورد با پيامبر محاجّه كرده باشند؛ در حالى كه بر عكس، عده بسيارى از يهوديان و مسيحيان آمدند و اعتراف كردند كه نام گرامى آن حضرت و نيز اوصاف آن بزرگوار و آيين گرامى و پيروان او، در كتابهايشان موجود است. اين نكته مهمى است كه برخى از دانشمندان غربى كه سابقهاى در مسيحيت داشتهاند بر آن تأكيد كردهاند. نيل رابينسون مىگويد: «مسيحيان معاصر پيامبر اسلام، بر خلاف همكيشان غربى امروزى خود، مطالب قرآن را امورى پريشان و جعلى تلقى نمىكردند، بلكه آنها را معتبر مىيافتند».[١] ويليام مونتگمرى وات، دانشمند برجسته مسيحى معاصر مىنويسد: «ما از ديدگاههاى دقيق مسيحيانى كه در مكّه مىزيستهاند يا به آن جا سفر مىكردهاند عملًا چيزى نمىدانيم، ولى مىبايد بپذيريم كه بينش قرآنى از اعتقادات آنان، عمدتاً صحيح بوده و نيز بر حسب ظاهر، اين بينش آن قدر واقعيت داشته كه براى [حضرت] محمّد در مراوداتش با گروههاى مسيحى مكّه و ساير مسيحيانِ ساكن مناطق ديگر عربستان، مخصوصاً در برخورد دو سال آخر عمر او با مسيحيان، به اندازه كافى تأثير گذاشته است».[٢]
در پايان، يادآور مىشود كه در باره نشانى بشارتهاى مربوط به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در تورات و انجيل، كتابهاى مفصّلى به رشته تحرير درآمده است كه تعدادى از آنها به قلم نومسلمانانى نوشته شده كه قبلًا در شمار دانشمندان و رهبران مذهبى يهود يا نصارا بودهاند.
[١]. عيسى در قرآن، عيساى تاريخى و اسطوره تجسد: ص ١٤٩.
[٢]. برخورد آراى مسلمانان و مسيحيان: ص ٤٣.