گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٦ - واكنش يهوديان و مسيحيان در مقابل بشارتهاى موجود در كتاب مقدس
ايمان ندارند. آنان اين امور را نمىپذيرند و به آنها اشاره نمىكنند؛ زيرا مغالطه آنها روشن است.
وى در ادامه مىنويسد:
از آن جا كه مسلمانان نمىتوانند حتى يك شاهد يا اشارهاى يا حتى تلميحى به پيامبر خويش در سراسر عهد عتيق پيدا كنند كه به كارشان بيايد، مجبور شدهاند ما را متهم كنند و بگويند: «شما متن تورات را تغيير داده و هر اثرى از نام محمّد را از آن زدودهايد». آنان نمىتوانند چيزى قوىتر از اين استدلال زشت كه نادرستى آن به آسانى بر ما و همه جويندگان حقيقت آشكار است، پيدا كنند. اولًا كتاب مقدّس صدها سال پيش از ظهور محمّد، به زبانهاى سريانى، يونانى، فارسى و لاتينى ترجمه شده است. ثانياً شرق و غرب در مورد متن كتاب مقدّس، سنّت واحدى دارند كه در نتيجه آن هيچ تفاوتى، حتى در اعراب گذارى آن، مطلقاً يافت نمىشود؛ زيرا سراسر كتاب صحيح است. همچنين هيچ تفاوتى كه بر معنا تأثير بگذارد، در آن وجود ندارد. پس انگيزه آنان براى چنين اتهامى فقدان هر اشارهاى به محمّد در تورات است.[١]
بايد گفت كه ابن ميمون در اين ردّيه، هيچ دليلى بر ردّ استدلالهاى مخالفان خود نياورده است جز آن كه با ادبياتى غير علمى و همراه با تمسخر و توهين، بر انكارهاى خود پاى فشرده است. علاوه بر اين، وى مدعى شده كه مسلمانان هيچ گاه به آيات مذكور در تورات استدلال نكردهاند، در حالى كه در روايات شيعه و سنى از همان سدههاى اوليه اسلامى، به اين آيات و نظاير آن استشهاد شده است. علاوه بر آن، مىدانيم كه در سرزمين حجاز، يهوديان و نصرانيان فراوانى كه عالمان كشيش هم در ميان آنها زياد بودند، زندگى مىكردند. اگر آن طور كه ابن ميمون مىگويد هيچ اشارهاى به پيامبر اسلام در كتاب مقدّس نبود، يهوديان و مسيحيان كتابهاى خود را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مىآوردند و مىگفتند اسم خود را نشان بده و اگر آن حضرت از چنين
[١]. يهود، مسيحيت و اسلام: ج ٣ ص ٢٨٥- ٢٨٦( به نقل از ابن ميمون در رساله به يمن).