گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٤ - ٩/ ٦ پنهان ماندن بخشى از كتابهاى آسمانى توسط گروهى از اهل كتاب
كردن او را برايشان بيان كرده بود، و اين همان سخن خداوند است: «محمّد، فرستاده خداست و كسانى كه با اويند، بر كافران، سختگيرند و با يكديگر، مهربان. آنان را در ركوع و سجود مىبينى. فضل و خشنودى خدا را خواستارند. علامت [مشخّصه] آنان، بر اثر سجود در چهرههايشان است. اين، صفت ايشان در تورات و مَثَل آنان در انجيل است»[١]. در تورات و انجيل، با اين ويژگىها از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و ياران او ياد شده بود. از اين رو، هنگامى كه خداوند، وى را مبعوث كرد، اهل كتاب، او را شناختند [و دانستند كه او، همان پيامبر موعود است]، چنان كه خداوند عز و جل فرموده است: «پس چون آنچه را مىشناختند، برايشان آمد، به او كافر شدند».
پيش از آمدن پيامبر صلى الله عليه و آله، يهوديان به عربها مىگفتند: اى عربها! اكنون، زمان پيامبرى است كه در مكّه ظهور مىكند و به مدينه هجرت مىنمايد و او، آخرين و برترينِ پيامبران است. در چشمانش، سرخىاى است و بر پشت شانهاش، مُهر نبوّت. رَدا مىپوشد و به چند تكّه نان و چند خرما، بسنده مىكند. بر الاغ برهنه، سوار مىشود و خندان امّا جنگاور است.
شمشيرش را بر دوشش مىنهد و باكى ندارد كه با چه كسى رو به رو مىشود.
قلمرو حكومتش تا آن جا كه پاى اسب و اشترى مىرسد، كشيده مىشود. خداوند، به وسيله او شما را- اى گروه عرب- مانند قوم عاد، كشتار مىكند.
امّا چون خداوند، پيامبرش را با ايناوصاف بر انگيخت، يهود و نصارا بر وى حسادت ورزيدند و منكرش شدند، چنان كه خداوند فرموده است: «و از ديرباز [در انتظار او]، بر كسانى كه كافر بودند، پيروزى مىجستند. پس چون آنچه را مىشناختند، برايشان آمد، بدو كافر شدند».[٢]
[١]. فتح: آيه ٢٩.
[٢]. هذِهِ الآيَةُ نَزَلَت فِي اليَهودِ وَالنَّصارى، يَقولُ اللَّهُ تَبارَكَ وتَعالى:« الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ» يَعني التَّوراةَ وَالإِنجيلَ« يَعْرِفُونَهُ» يَعني رَسولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله« كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ» لِأَنَّ اللَّهَ عز و جل قَد أنزَلَ عَلَيهِم فِي التَّوراةِ وَالزَّبورِ وَالإِنجيلِ صِفَةَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله وصِفَةَ أصحابِهِ ومَبعَثَهُ وهِجرَتَهُ، وهُوَ قَولُهُ:« مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ» هذِهِ صِفَةُ رَسولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله وأصحابِهِ فِي التَّوراةِ وَالإِنجيلِ، فَلَمّا بَعَثَهُ اللَّهُ عَرَفَهُ أهلُ الكِتابِ كَما قالَ جَلَّ جَلالُهُ:« فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ».
فَكانَتِ اليَهودُ يَقولونَ لِلعَرَبِ قَبلَ مَجيءِ النَّبِيِّ: أيُّهَا العَرَبُ! هذا أوانُ نَبِيٍّ يَخرُجُ بِمَكَّةَ ويَكونُ هِجرَتُهُ بِالمَدينَةِ، وهُوَ آخِرُ الأَنبِياءِ وأفضَلُهُم، في عَينَيهِ حُمرَةٌ، وبَينَ كَتِفَيهِ خاتَمُ النُبُوَّةِ، يَلبَسُ الشَّملَةَ، ويَجتَزي بِالكِسرَةِ وَالتُّمَيراتِ، ويَركَبُ الحِمارَ عُريَةً، وهُوَ الضَّحوكُ القَتّالُ، يَضَعُ سَيفَهُ عَلى عاتِقِهِ ولا يُبالي بِمَن لاقى، يَبلُغُ سُلطانُهُ مُنقَطَعَ الخُفِّ وَالحافِرِ، ولَيَقتُلَنَّكُمُ اللَّهُ بِهِ يا مَعشَرَ العَرَبِ قَتلَ عادٍ. فَلَمّا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيَّهُ بِهذِهِ الصِّفَةِ حَسَدوهُ وكَفَروا بِهِ، كَما قالَ اللَّهُ« وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ»( تفسير القمّى: ج ١ ص ٣٢، بحار الأنوار: ج ٧٢ ص ٩٢ ح ٢).