گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٠ - انسان از ديد قرآن
هستند كه به عصيان و گناه آلوده مىشوند و گرفتار اعمال خلاف اخلاق و تجاوز به نواميس خود و ديگران مىگردند![١] حتى خدعه و نيرنگ و دروغ و نفاق، در كار ايشان معمول است.[٢] آنان گاه همديگر را لعن و نفرين مىكنند و در عين حال نبوّت و رسالت نيز دارند![٣] همانان كه با سابقهاى تاريك و ناهنجار در قتل و آزار ديگران، كار را از اندازه گذراندهاند، يكباره به مكاشفه نايل مىشوند و رسالت مىيابند![٤]
در نگرش قرآنى، انبياى الهى، پيامآوران نجات بشر اند كه براى هدايت انسان به سوى كمال انسانى و بارور كردن استعدادهاى انسانى مبعوث شدهاند، و از همه اين ناشايستگىها منزّهاند. در نگاه قرآن، نبّوت، موهبتى است الهى كه از سوى خدا در شايستهترين استعدادها قرار مىگيرد. در اين نگرش پيامبرى و وحىگيرى، منوط به سلسلهاى از ويژگىهاى اساسى است كه عصمت در دريافت پيام خداوند و حفظ و ابلاغ آن و نيز عصمت در مقام عمل به وظيفه شخصى، به حكم عقل و شرع، اساسىترين آنهاست:
«عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً\* إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً\* لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً.[٥]
داناى به غيب، كه غيبش را براى هيچ كس آشكار نكند، به جز پيامبرى كه از او خشنود باشد، كه در اين صورت، براى او از پيش رو و پشت سر نگاهبانى بگمارد، تا معلوم بدارد كه رسالتهاى پروردگارشان را ابلاغ كردهاند و خدا به آنچه نزد
[١]. سفرپيدايش: باب ٩ آيه ٢٠- ٢٧. نيز: سفر پيدايش: باب ١٩ آيه ٣٠- ٣٨ و باب ٤٩ آيه ٥.
[٢]. سفر پيدايش: باب ٢٧ آيه ١٨- ٣٦؛ دوم سموئيل: باب ١١ آيه ١٥- ٢٣ و باب ١٣ آيه ٧- ١٥ و باب ١٨ آيه ٢٣- ٢٥؛ اول پادشاهان ١٣؛ ارميا: باب ٢٣ آيه ١٢ و باب ٢ آيه ٨.
[٣]. مرقس: باب ١٤ آيه ٧١؛ متى: باب ١٦ آيه ١٣- ١٩.
[٤]. اعمال رسولان: ٧ ٨ ٩ ص ١٩٧- ٢٠٤؛ غلاطيان: ١ ص ٣٠٠- ٣٠١.
[٥]. جن: آيه ٢٦- ٢٨.