گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٧ - انسان از ديد قرآن
انسان، توجّه به مبدأ و منتها و مسير و برنامه تلاش و تكاپوى انسان و اين كه از كجا آمده؟ به كجا مىرود؟ در كجا هست؟ چه آرمانهايى را مىجويد؟ چگونه بايد باشد و چه بايد بكند؟ و توجّه علمى دقيق به ريزهكارىهاى مرحله به مرحله پيدايش جنين و به دنيا آمدن وى همه، نشان اعجابانگيز عظمت قرآن در كنار انسانشناسىهاى تجربى، فلسفى يا عرفانى بشرى است:
«وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ\* ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ\* ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ\* ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ\* ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ تُبْعَثُونَ.[١]
و همانا ما آدمى را از عصارهاى از گل آفريديم، سپس او را به نطفهاى در قرارگاه استوار بدل كرديم؛ آنگاه نطفه را خون بستهاى ساختيم و آن خون بسته را پارهگوشتى كرديم و آن پارهگوشت را به استخوانهايى مبدل گردانيديم، و بر آن استخوانها گوشت پوشانيديم، پس او را به آفرينشى ديگر بازآفريديم. پس بزرگوار است خداوند كه نيكوترينِ آفرينندگان است. سپس شما پس از اين، بىگمان مردگانيد؛ آن گاه در روز بازپسين برانگيخته مىشويد».
انسانِ قرآن، به رغم ترسيم برخى متون دينى تحريف شده پيشين، سرشته شده بر خباثت ذاتى نيست، بلكه داراى دو وجهه مُلكى و ملكوتى است. او افزون بر خواصّ جمادى، نباتى و حيوانى، داراى نيروى «ادراك و شعور» و «اختيار» است؛ خصيصههايى كه او را به عنوان فرزند بالغ هستى، خليفه و امانتدار خدا، و نگارنده سرنوشت خويش مىسازند:
«إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً.[٢]
همانا ما راه را به او [انسان] نُموديم، سپاسگزار باشد يا ناسپاس».
[١]. مؤمنون: آيه ١٢- ١٦.
[٢]. انسان: آيه ٣.