گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤١ - كنايه
«أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ.[١]
از آسمان آبى فرستاد، و درهها به ظرفيت خودشان سيل جارى كردند، و سيل كفى بلند روى خود برداشت و از آنچه براى به دست آوردن زينتى يا متاعى آتشى مىگدازند نيز كفى نظير سيل برمىآيد. اين چنين خداوند حق و باطل را مثل مىزند. اما كف، بيرون افتاده و از ميان مىرود، ولى آنچه مردم را سود مىرساند در زمين ماندگار مىشود. خداوند اين چنين مثلها را مىزند».
استعاره تجارت، براى روىگردانى از هدايت و روىآورى به گمراهى:[٢]
«أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ.[٣]
آنان كسانىاند كه گمراهى را با هدايت تاخت زدند و تجارتشان سودى نبخشيد و هدايتپذير نبودند».
كنايه
كنايه در لغت، پوشيده سخن گفتن است[٤] و در اصطلاح، سخنى است كه داراى دو معناى دور و نزديك است كه لازم و ملزوم يكديگرند. گوينده سخن، كنايه را چنان بيان مىكند كه خواننده يا شنونده به يارى معناى روشن و صريح آن، به معناى دور راه مىيابد؛[٥] مثلًا «دراز دستى» كنايه از پايمالكردن حقوق ديگراناست، همان سان
[١]. رعد: آيه ١٧.
[٢]. شرح المختصر: ج ٢ ص ١١٢- ١١٣.
[٣]. بقره: آيه ١٦.
[٤]. لسان العرب: ج ١٢ ص ١٧٤.
[٥]. ر. ك: فرهنگ بديعى: ص ١٦٤؛ انوار البلاغة: ص ٣١٢- ٣١٣؛ جواهر البلاغة: ص ٣٤٥- ٣٤٧؛ شرحالمختصر: ج ٢ ص ١٢٣- ١٢٥.