گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٥ - ١ - ٤ نظم و اسلوب
معانى متنوّع ذهنى را عيان مىسازند. هر چه ذهن، وقّادتر و فروزانتر شود، زبان، دقيقتر و رقيقتر مىشود و به عكس.
نمونهاى از اسلوب خاصّ قرآنى را، به جاى نام «سجع»، تحت نام «فاصله» يا «سربند» ها شمردهاند كه منشأ آهنگين بودن نغمههاى ويژه قرآنى است. البته با اين ويژگى كه اوّلًا آنچه در آنها نقش اوّل را دارد، معناست و نه صرفاً لفظ- يعنى فواصل قرآن صرفاً يك هماهنگى لفظى نيستند، بلكه فراتر از آن، نظم معنايى خاصى را در لا به لاى بندها و آهنگها بر مىتابند و متناسب با معانى دگرگون مىشوند- و ثانياً اين فواصل، سهل و آزاد و بىتكلّف اند.[١]
سجع (بانگ يكنواخت كبوتر)، سخنِ قافيهدار را گويند و در اصطلاح علم بديع، آن است كه گوينده در سخن خويش كلماتى يكوزن و آهنگين بياورد. سجع در نثر، حكم قافيه را در شعر دارد. به جاى «سجع» در مورد قرآن، واژه «فاصله» را نهادهاند.[٢] سجع را سه گونه دانستهاند:
١. سجع متوازن، آن است كه كلمات آخر جملهها، هم در وزن (هجا) و هم در حرفرَوى،[٣] مطابق باشند، مانند كار و بار، خامه و نامه.
نمونهاى از اين گونه فواصل قرآن مجيد را اين آيات دانستهاند:
«فِيها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ\* وَ أَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌ.[٤]
در بهشت تختهايى بلند و قدحهايى گذاشته شده است».
«فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ\* وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ\* وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ.[٥]
[١]. الإتقان فى علوم القرآن: نوع ٢١٣؛ الإعجاز البيانى: ص ٢٣٩.
[٢]. البرهان فى علوم القرآن: ج ١ ص ١٥٠ نوع سوم.
[٣]. روى(/ ابر پرباران) در اصطلاح عروض، حرف اصلى قافيه را گويند كه مدار قافيه برآن است؛ مانند حرف« ر» در كلمههاى نشر، زير، در.
[٤]. غاشيه: آيه ١٣- ١٤.
[٥]. واقعه: آيه ٢٨- ٣٠.