گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٧ - ١ - ٣ بلاغت و رسايى
و يكى از آن دو كه نجات يافته بود ... گفت: «مرا (به سراغ آن جوان زندانى) بفرستيد. [او به زندان آمد و چنين گفت:] يوسف، اى مرد بسيار راستگو، در باره اين خواب اظهار نظر كن».
مىنويسد: در اين جا، ايجاز در سخن است و اصل آن چنين است: «فارسلون الى يوسف، فارسل فاتى يوسف فى السجن و قال له أيها الصديق؛ مرا به نزد يوسف بفرستيد، پس او را فرستادند. چون در زندان به نزد يوسف آمد، گفت: اى راستگو...».[١]
علّامه طباطبايى در تفسير آيتى ديگر به همين نكته دقت كرده است:
«وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ.[٢]
هنگامىكه بندگانم از من درخواست كنند، همانا من نزديكم و دعاى دعاكننده را اجابت مىكنم. پس، از من درخواست اجابت كنيد، و به من ايمان بياوريد، تا راه بيابيد».
او مىنويسد: اين آيه، هدف مورد نظر را به زيباترين بيان، ظريفترين اسلوب، و كوتاهترين عبارت ارائه مىدهد كه در عباراتى چنين موجز، هفت بار ضمير متكلم وحده (اول شخص مفرد) آمده است تا كمال عنايت الهى را در امر نيايش و رابطه انسان با خدا تأكيد كند. با تعبير «عبادى» به جاى «ناس»، عنايت خاصّ خود را نثار بندگان خويش كرده است. در اين عبارت، در پاسخ، هيچ فعلى را واسطه نكرده و نگفته است: «إذا سألك عبادى عنّى فقل: إنه قريب»، تا قرب معنوى و بىواسطه خود را برساند. به آن هم بسنده نكرده و با «إنّ» نيز تأكيد فرموده است كه بدون ترديد، نزديكم. به جاى فعل «أقربُ» صفت «قريب» را به كار گرفته تا معناى ثبات و افزونىِ
[١]. مجمع البيان: ج ٥ ص ٤١٠.
[٢]. بقره: آيه ١٨٦.