گزيده شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٤ - ١ - ٢ بهگزينى واژگان
دگرگونى در معنا خواهد شد.[١]
به گفته جاحظ، مردم با مسامحه، الفاظى را در جاى هم به كار مىگيرند و به تفاوتهاى باريك آنها توجه نمىكنند. آيا نمىبينى كه خداوند در قرآن، «جوع» را جز در موضع كيفر يا تنگدستى و نياز شديد و ناتوانى آشكار به كار نبرده است، حال آن كه مردم، اين كلمه را به جاى واژه «سَغَب» كه در مفهوم گرسنگى عادى و توأم با تندرستى و تمكّن و توانايى است نيز به كار مىگيرند. همين طور است كلمه «مَطَر»، كه در قرآن، تنها در موضع انتقام استعمال شده است، ولى عموم مردم و حتى بيشتر اهل فن نيز ميان آن و «غيث» تفاوت نمىگذارند.[٢]
راغب در مقدمه كتاب المفردات خود اظهار اميدوارى مىكند كه روزى كتاب ديگرى در الفاظِ به ظاهر مترادف قرآن بنويسد و در آن تحقيق، نشان دهد كه چه بسيار تفاوتهاى ظريف ميان معانى آنها وجود دارد؛ براى مثال چه تفاوتهايى ميان واژگان «قلب» و «فؤاد» و «صدر» است؟ همين طور چرا در پايان آياتى فرمود: «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» و در آيات ديگرى «لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» و در مواردى ديگر:
«لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ»، «لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ»، «لِأُولِي الْأَبْصارِ»، «لِذِي حِجْرٍ»، «لِأُولِي النُّهى» و...
آمده است.[٣]
سيوطى نيز از ابن عطّيه نقل مىكند كه اگر كلمهاى از قرآن را برداريم و در زبان عرب براى آن مترادفى جستجو كنيم، واژهاى نخواهيم يافت كه با جايگزينى آن، بيان خارقالعاده قرآنى آسيب نبيند.[٤]
ظرافتهاى بىشمار و تحسينبرانگيز در سوره حمد نيز متبلور است. در اين
[١]. از جمله، ر. ك: علوم حديث: ش ٢٠ ص ١٠٠( گفتگو با آية اللَّه سيد مرتضى عسكرى).
[٢]. البيان و التبيين: ص ٢٦.
[٣]. مفردات ألفاظ القرآن: ص ٦.
[٤]. الإتقان فى علوم القرآن: ج ٢ ص ٢٥٧.