شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦١ - ه - گريستن و گريهنمايى كردن
١٣٣١. المعجم الكبير- به نقل از جرير-: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «من آيات آخر سوره زُمَر را برايتان مىخوانم. هر يك از شما كه گريست، بهشت برايش واجب مىشود». آن گاه از «وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ» تا آخر سوره را خواند. برخى از ما گريه كردند و برخى گريه نكردند. كسانى كه گريهشان نيامده بود، گفتند: اى پيامبر خدا! سعى كرديم كه بگرييم؛ امّا گريهمان نيامد.
فرمود: «دوباره آنها را برايتان مىخوانم. هر كس گريهاش نيامد، وانمود به گريستن كند».
١٣٣٢. امام صادق عليه السلام: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هر گاه اين آيه: «و در هيچ كارى نيستى و از سوى او (خدا) هيچ [آيهاى] از قرآن نمىخوانى و هيچ كارى نمىكنيد، مگر اين كه ما بر شما گواهيم، آن گاه كه بِدان مبادرت مىورزيد، و هموزن ذرّهاى، نه در زمين و نه در آسمان، از پروردگار تو پنهان نيست و نه كوچكتر و نه بزرگتر از آن، چيزى نيست، مگر اين كه در كتابى روشن [درج شده] است» را مىخواند، زار زار مىگريست.
١٣٣٣. امام صادق عليه السلام: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به جوانانى از انصار رسيد و فرمود: «مىخواهم برايتان قرآن بخوانم. پس هر كه گريست، بهشتى است». آن گاه، آخر سوره زُمَر را خواند:
«و كسانى كه كافر شده، گروه گروه به سوى جهنّم رانده مىشوند» تا پايان سوره.
همه گريستند، به جز يك جوان كه گفت: اى پيامبر خدا! خودم را به گريه زدم؛ امّا از چشمم اشكى نيامد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «دوباره برايتان مىخوانم. كسى هم كه وانمود به گريستن كند، بهشتى خواهد بود». و دوباره خواند. همگى گريستند و آن جوان هم وانمود به گريستن كرد. پس همگى بهشتى شدند.
١٣٣٤. صحيح البخارى- به نقل از عبد اللَّه بن مسعود-: پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود: «برايم قرآن بخوان».
گفتم: قرآن بر شما نازل شده است و من برايتان بخوانم؟!