شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠١ - نظريه نهايى
مىشمارند، و نيز سيره مسلمانان و فتواى فقيهان متعدد از يك سو، و ضعف سندى و دلالى روايات موهم حرمت از سوى ديگر، مىتوان تنهاكراهت نسيان را اثبات نمود. گفتنى است كه فقيهان پيشين شيعه، كمتر از حكم نسيان سخن گفتهاند، هر چند برخى به نفى حرمت تصريح كردهاند.[١] شايد آنان نياز نمىديدند كه مسئلهاى غير فقهى را كه حكم لزومى ندارد، در كتب فقهى بياورند. در ميان اهل تسنّن نيز هر چند حرمت نسيان طرفدارانى دارد، اما بيشتر آنان مسئله را در مباحث شرح الحديث و آداب القرآن و نه فقه مطرح كردهاند كه بسى محتمل است به معناى لزومى نبودن حكم مساله در نظر ايشان باشد.[٢]
بر اين پايه، روايات شديد اللحنى مانند: روايت صدوق رحمه الله: «مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ ثُمَّ نَسِيَهُ مُتَعَمِّداً لَقَى اللَّهُ يَومَ القيامَةِ مَغلولًا ...».[٣] و يا روايت نبوى «مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ ثُمَّ نَسِيَهُ، لَقيَ اللَّهُ سُبحانَهُ وَهو أجذم»، «يُسَلِّطُ اللَّهُ- عَزَّ وجَلَّ- عَلَيهِ بِكُلِّ آيَةٍ مِنهُ نَسِيَها حَيِّةً تَكونُ قَرينَتَهُ إلى النّارِ» و «عَرَضَت عَلَىّ ذُنوبُ أُمّتى فَلَم أَرِ ذَنباً أَعَظَمُ مِن سُورَةٍ ... أُوتيها رَجُلٌ ثُمَّ نَسِيَها»، را ناظر به نسيان معمول و رايج نمىدانيم؛ زيرا اگر چنين بود، شايسته مىنمود كه پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان اهل بيت، آنها را فراز آورده و بر آنها در هميشه و همه جا تأكيد كنند، فقيهان به مضمون آنها حكم دهند و نسيان قرآن را حرام بخوانند! و توده مسلمانان در طول تاريخ، به آن عمل كنند. از اين رو مىتوان اين دسته روايات را ناظر به ترك عملى و نسيان آموزههاى هدايتى قرآن دانست كه گونهاى پشت سر انداختن و فراموشى از سر بى اعتنايى و مهجور نمودن قرآن است.
[١]. روضة المتقين: ج ٩ ص ٣٦٤؛ الأمالى، سيد مرتضى: ج ١ ص ٦؛ المجازات النبوية: ص ٢٤٦- ٢٤٧؛ استفتائاتالسيد السيستانى: ص ١٣٨.
[٢]. ر. ك: فتح البارى: ج ٩ ص ٧٠؛ المجموع، محيى الدين نووى: ج ٢ ص ١٦٩.
[٣]. ر. ك: الأمالى، صدوق: ص ٥١٣؛ ثواب الأعمال: ص ٢٨٢.