دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٦ - ١ چگونگى غيبت
پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد و خدا در برابر ديدگان و پشت سر آنان، ديوارى قرار داد و آنان پيامبر صلى الله عليه و آله را نديدند. پيامبر صلى الله عليه و آله نماز خواند و نزد آنان آمد و مشتى خاك بر سر و روى آنان پاشيد؛ ولى ايشان را نمىديدند. هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از آن جا گذشت، قريش خاك و گرد و غبار را ديدند و گفتند: «اين، همان سحر و جادوى ابن ابى كبشه[١]- يعنى محمّد صلى الله عليه و آله- است».[٢]
طبرى، در ذيل اين آيه، آورده است: ابو جهل گفت: «اگر محمّد را ببينم، چنين و چنان مىكنم» و اين آيه نازل گرديد. وقتى آيه نازل شد، قريش به ابو جهل مىگفتند:
«اين، محمّد است»؛ امّا او مىگفت: «محمّد كجاست؟ محمّد كجاست؟ و ايشان را نمىديد».[٣]
٢. خداوند در آيهاى ديگر مىفرمايد:
«وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً.[٤]
[اى پيامبر!] هنگامى كه قرآن تلاوت مىنمايى، ما ميان تو و آنانى كه به قيامت ايمان ندارند، پردهاى ستبر قرار مىدهيم».
در تفسير اين آيه آمده است: عدّهاى هنگام تلاوت و يا نماز خواندن پيامبر صلى الله عليه و آله، در كعبه و يا به هنگام دعوت مردم، ايشان را آزار مىدادند و خداوند با اين كار، مانع آنان شد.[٥]
[١]. ابن ابى كبشه، مردى از« خُزاعه» بود كه با بتپرستى قريش مخالفت كرد و بت نپرستيد و به همين دليلهنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله مردم را به توحيد فرا خواند و بتپرستى را مردود اعلام كرد، قريش، پيامبر صلى الله عليه و آله را به آن مرد- كه از اجداد مادرى پيامبر صلى الله عليه و آله نيز بود-، تشبيه كردند.
[٢]. مجمع البيان: ج ٨ ص ٦٥٠.
[٣]. تفسير الطبرى: ج ١٢ جز ٢٢ ص ١٥٢.
[٤]. اسرا: آيه ٤٥.
[٥]. مجمع البيان: ج ٦ ص ٦٤٥.