دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٣ - وفات
دفتر بزرگى همراه محمّد بن فضل بود كه برگههايش از كاغذ [و نه پوست]، جلدش سياهرنگ و حسابهايش در آن بود. حسن دفتر را گرفت و نيمى از يك برگه سفيد آن را كند و به محمّد بن فضل گفت: قلمى براى من بتراشيد. قلمى برايش تراشيد و آن دو با هم توافقى كردند كه من از آن آگاه نشدم؛ امّا ابو الحسن بن ظفر فهميد. حسن بن على وجناء قلم را به دست گرفت و هر چه را با هم توافق مىكردند، با همان قلم تراشيده، امّا بدون مركّب، در آن برگه مىنوشت، بى آن كه اثرش بماند، تا آن كه برگه را به انتها رساند. سپس آن را مهر كرد و به پيرمردى سياهپوست كه خادم محمّد بن فضل بود، سپرد تا آن را براى ابو القاسم حسين بن روح ببرد و ابن وجناء با ما ماند و نرفت.
وقت نماز ظهر كه فرا رسيد، همان جا نماز خوانديم. پيك باز گشت و گفت: [ابو القاسم حسين بن روح] به من گفت: تو برو، پاسخ مىآيد. به غذا خوردن مشغول شديم كه در همان حال، پاسخ در همان برگه رسيد. فصل به فصل با مركّب نوشته شده بود. محمّد بن فضل كه چنين ديد، خود را زد و غذا از گلويش پايين نرفت. به ابن وجناء گفت: برخيز و با من بيا. او همراه شد تا بر ابو القاسم بن روح- كه خداوند از او خشنود باشد- وارد شد و همچنان كه مىگريست، مىگفت: اى سَرور من! خطايم را ناديده بگير، خدا از تو ناديده بگيرد. ابو القاسم نيز گفت: خداوند، ما و تو را مىآمرزد، إن شاء اللَّه.[١]
٦٤٨. كمال الدين- به نقل از ابو محمّد حسن بن محمّد بن يحيى علوى-: ابو الحسن على بن احمد بن على عقيقى[٢] در سال ٢٩٨ در بغداد بر على بن عيسى بن جرّاح- كه در
[١]. الغيبة، طوسى: ص ٣١٥ ح ٢٦٤( با دو سند صحيح).
[٢]. ابو الحسن على بن احمد عقيقى علوى( زنده در ٣٠٥ ق): او معاصر شيخ صدوق بوده، از فقيهان ونويسندگان شيعه و رجالىاست. شيخ در رجالش او را در زمره كسانى شمرده كه از ائمّه عليهم السلام روايت نكردهاند. او چندين كتاب دارد، از جمله: كتاب المدينة( ر. ك: رجال الطوسى: ص ٤٣٤ ش ٦٢١٧، الفهرست، طوسى: ص ١٦٢ ش ٤٢٤، موسوعة طبقات الفقهاء: ج ٤ ص ٢٧٢ ش ١٤٧٨، مستدركات علم رجال الحديث: ج ٥ ص ٢٩٦ ش ٩٦٥٠).