دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٢ - ١ خلافت عباسى
واگذارى امارتهاى كوچك و بزرگ پديد آمدند.
١. خلافت عبّاسى
از سال ١٣٢ هجرى كه حكومت بنى اميّه به دست هواداران بنى عبّاس سرنگون شد، افراد اين خاندان بر مسند قدرت قرار داشتند. دوران حكومت هارون الرشيد (١٧٠- ١٩٢ ق) و فرزندش مأمون (١٩٨- ٢١٨ ق) را عصر طلايى فرمانروايى عبّاسيان مىدانند كه در آن، قدرت اين خاندان در نهايت عظمت خود بود و تقريباً بر كلّ جهان اسلام، سيطره داشت و در نتيجه موجبات برقرارى روابط سياسى دوستانه با برخى دولتهاى اروپايى فراهم گرديد. البتّه مأمون، بيشتر به جهت توجّهش به دانشهاى متداول (دينى و غير دينى) و تلاش در گسترش آنها، شهرت يافته است. امّا جانشينان اين دو، توانمندى كافى و لازم براى تداوم و ادامه اين وضعيت را نداشتند، به طورى كه به تدريج از قدرت خلفاى عبّاسى كاسته شد و نفوذ درباريان و فرماندهان سپاه فزونى يافت و دولتهاى خودمختار، از گوشه و كنار سرزمينهاى اسلامى سر بر آوردند.
در حقيقت، زمينههاى اين اتّفاق، از زمان خلافت معتصم (٢١٨-/ ٢٢٧ ق) پديد آمد. او به سبب عدم اعتماد به درباريان و فرماندهان سپاه زمان برادرش (مأمون) كه به طور عمده، ايرانى يا عرب بودند، از عناصر تركنژاد كمك گرفت كه به عنوان اسراى جنگى و برده به دربار راه يافته بودند و در سپاهيگرى به كار گماشته شده بودند.[١] اعتماد بيش از حدّ او و جانشينانش به اينان، سبب شد كه برخى از اين سپاهيان تركنژاد با نشان دادن لياقت و شايستگىهاى خود، به مقامات بالاى لشكرى و حتّى دولتى راه يابند. تركان دربارى، اگر چه وفادارى خود را به عبّاسيان ثابت كرده بودند، ولى نفوذ و قدرت فراوان، آنان را نيز به سركشى كشانيد، به طورى كه در اقداماتى برنامهريزى شده، به قتل و زندانى كردن خلفاى عبّاسى و در
[١]. ر. ك: تاريخ اليعقوبى: ج ٤ ص ٤٧١ و تاريخ الطبرى: ج ٨ ص ٦٦٧ و دولت عبّاسيان، طقّوش: ص ١٧٢.