دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧ - ٦/ ١ ويژگىهاى پيامبرانه
به واسطه طولانى شدن غيبت و مرتد شدن بيشتر آنها از دينشان و بر كندن رشته اسلام از گردنهايشان- كه خداى متعال فرموده است: «و طائر هر انسانى را به گردن او بستهايم» و مقصود از آن، ولايت است- درنگ كردم و رقّتى مرا فرا گرفت و اندوه بر من مستولى شد».
گفتيم: اى فرزند پيامبر خدا! ما را مشرّف و گرامى بدار و در بعضى از آنچه در اين باب مىدانى، شريك گردان!
فرمود: «خداى متعال، در قائم ما، سه خصلت جارى ساخته كه آن خصلتها در سه تن از پيامبران نيز جارى بوده است: مولِدش را چون مولد موسى عليه السلام و غيبتش را مانند غيبت عيسى عليه السلام و تأخير كردنش را مانند تأخير كردن نوح عليه السلام، مقدّر كرده است و پس از آن، عمر عبد صالح- يعنى خِضر عليه السلام- را دليلى بر عمر او قرار داده است».
به ايشان گفتيم: اى فرزند پيامبر خدا! اگر ممكن است، وجوه اين معانى را براى ما توضيح دهيد.
فرمود: «امّا تولّد موسى عليه السلام، چون فرعون واقف شد كه زوال پادشاهى او به دست موسى عليه السلام است، دستور داد كه كاهنان را حاضر كنند و آنها وى را از نَسَب موسى آگاه كردند و گفتند كه وى از بنى اسرائيل است و فرعون به كارگزارنِ خود، دستور مىداد كه شكم زنان باردار بنى اسرائيل را پاره كنند و حدود بيست و چند هزار نوزاد را كشت؛ امّا نتوانست به كشتن موسى عليه السلام دست يابد؛ زيرا او در حفظ و حمايت خداى متعال، بود. بنى اميّه و بنى عبّاس نيز چنين اند. وقتى آگاه شدند كه زوال پادشاهى آنها و پادشاهى اميران و ستمگران آنها به دست قائم ماست، با ما به دشمنى برخاستند و در قتل خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله و نابودى نسل او شمشير كشيدند، به طمع آن كه بر قتل قائم عليه السلام دست يابند؛ امّا خداى متعال، امر خود را [حتّى] بر يكى از ظالمان، آشكار نسازد و او نورِ خود را كامل مىكند، گرچه مشركان را ناخوش آيد.